۱۳۹۰ اسفند ۲, سه‌شنبه

خانم آمریکایی


منبع: دنیای جوان
پس از آن‌که ترکیه با موضع انتقادی خود نسبت به اسرائیل وجهه‌ای در جهان عرب برای خود کسب کرد، به نظر می‌رسد که به مطلوب‌ترین گزینه در خط مقدم جبهه برای اجرای استراتژی سازمان نظامی ناتو در قیام عربی تبدیل شده باشد. حداقل نظریه‌پردازان واشنگتن بر این عقیده اند. آن ماری سلاوتر A. M. Slaughter که در بین سال‌های ٢٠٠۹ تا ٢٠١١ رییس ستاد برنامه‌ریزی وزارت امور خارجه آمریکا بود طی مقاله‌ای درWelt Online می‌نویسد:
«رجب طیب اردوغان در بسیاری از کشورهای خاورمیانه (…) مورد پرستش قرار دارد و وزیر امور خارجه ترکیه احمد داوداوغلو به عنوان نماینده قدرتی که روزبه‌روز بر نفوذش افزوده می‌گردد به کشورهای جهان سفر می‌کند

به نظر این خانم پرفسور علوم سیاسی و روابط بین‌المللی دانشگاه پرینستون این امر مسؤولیت مرد پرقدرت تنگه بسفر را در ایفای نقشی فعال‌تر در مسأله سوریه بزرگ‌تر می سازد. صریح‌تر:
«با در نظر گرفتن کشتار در سوریه، ترکیه اکنون در مقابل آزمایش سنگین عظمت‌طلبی خود در منطقه و جهان قرار گرفته است. دولتمردان این کشور اکنون باید به جای حرف وارد میدان عمل شوند.»
این خانم آمریکایی شکوه می‌کند که تاکنون بعد از این همه حرف‌های زیبا، هیچ اقدام عملی صورت نگرفته است. اعلام نوار امنیتی در مرز ترکیه- سوریه مانند خواست اردوغان از اسد برای استعفا بی‌اثر مانده. به نظر خانم آمریکایی:
«از آن پس تنها اقدام واقعی نه از طرف ترکیه، بلکه از طرف لیگ عرب صورت گرفت، که هیأت ناظر به سوریه گسیل داشت و برنامه‌ای برای تغییر سیاست در سوریه ارایه نمود.»
جرأت می‌خواهد که بتوان این همه دروغ را در یک جمله تبلیغ کرد. برنامه پیشنهادی ناظرین عرب گفتمان ملی را مطرح می‌کرد که براساس آن تغییر سیاسی مقدور می‌شد. این اپوزیسیون دست‌نشانده آمریکا بود که چنین گفتمانی را به کلی نفی ‌کرد و در نتیجه راه را برای هر نوع گذار دمکراتیک مسدود نمود. گزارش هیأت ناظرین لیگ عرب این نظریه را نفی می‌کرد که تنها از سوی نهادهای دولتی خشونت اعمال می‌گردد و درست به همین دلیل نیز زیر فشار ارتجاع عرب از انتشار آن جلوگیری به عمل آمد.
آن اقدام «رهایی‌بخشی» که طراح جنگی سابق اوباما از ترک‌ها توقع دارد، تجاوز علنی و عریان است. این خانم لفظاً هشدار می‌دهد:
«کشتن انسان‌ها را نباید سرسری گرفت. ترک‌ها حق دارند که از پی‌آمد‌های دخالت نظامی (…) ابا داشته باشند، حتا اگر به دلایل انسان‌دوستانه انجام گیرد»
حال چه دلایل دیگری می‌تواند در دخالت نظامی نقش داشته باشد را این خانم پرفسور ترجیحاً مسکوت می‌گذارد. ایشان این‌طور می‌پندارد که دخالت نظامی ترکیه در سوریه می‌تواند غرور ملی مردم سوریه را خدشه‌دار کند ولی باسماجت وظیفه مقدس ترکیه در برداشتن این مسؤولیت «انسان‌دوستانه» را از شانه قدرت‌های اصلی غرب گوشزد می‌کند. او می‌نویسد:
«برای این که به اسد نشان داده شود که جامعه بین‌المللی مصمم است به کشتار خاتمه دهد، ترکیه نسبت به کلیه کشورهای دیگر در بهترین موقعیت قرار گرفته است. در همکاری نزدیک با کمیته‌های هماهنگی محلی می‌بایستی که این کشور امکانات تدارکاتی، تسلیحاتی، اطلاعاتی، آموزشی، ارتباطی و حتا هواپیماهای شکاری فراهم کند تا به ارتش آزاد سوریه در استقرار مناطق امن در امتداد مرزهای شمال غربی سوریه یاری رساند.»
البته این سؤال مطرح خواهد بود که تا چه حد این مجموعه متمرکز از اقدامات خشونت‌زا می‌تواند به ایجاد امنیت کمک کند؟
خانم طراح جنگی آمریکایی خواستار ارتقاء سطح آمادگی ارتش ترکیه شده و می‌گوید:
«به ویژه ترکیه می‌تواند به ارتش آزاد سوریه کمک کند تا خطوط ارتباطی ارتش سوریه را قطع کرده و با استفاده هماهنگ شده از سیستم‌های هشدار زودهنگام و موشک‌های زمین به هوا و زمین به زمین، از دستیابی نیروهای دولتی به برخی از نقاط جلوگیری به عمل آورد… ارتش آزاد سوریه می‌تواند فرماندهان سوری محلی را منفرد ساخته، آتش‌بس و فرار از زیر پرچم را به آن‌ها تحمیل کند و سرانجام در مناطق پرجمعیت خطوط دفاعی باثبات مستقر سازد. اگر این سیاست کاربردی با شکست روبه‌رو شد بایستی که ترکیه و کشورهای لیگ عرب به این فکر باشند که با پشتیبانی گسترده تکنیکی و تدارکاتی سازمان نظامی ناتو، نیروهای پیاده خود را به سوریه اعزام دارند.»
تازه معلوم می‌شود که چرا خانم سلاوتر از ریاست ستاد برنامه‌ریزی وزارت امور خارجه آمریکا برکنار شد.
این خانم بیش از حد لازم حرف می‌زد!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر