۱۳۹۰ اسفند ۲, سه‌شنبه

نگاهی کوتاه بر "ده منشور "جنبش تسخیر


جنبش تسخیر مرا به یاد جنبش "سبز "میاندازد ولی از نوع آمریکایی اش که طغیان یک طبقه پایین متوسط تا خرده بورژوازی است که منشور ش نیز گویای همین است وبس .همه چیز به وال استریت ختم میشود ونه نظام فاشیسم کاپیتال.سراسر این برنامه انها بوی گند خرده بورژوازی را در خود دارد که از غارت تنها سهم نا قابل خود را میخواهد که با ترس ، خاضعانه و رفرم گرایانه در مقابل ولایت فقیه سیستم یعنی وال استریت جولان میدهد و  مشگل را تنها ولایت فقیه میبیند که اگر این ولایت وال استریت کنا ر رود دارای یک سرمایه داری "مردمی "میشویم که خرده بورژوا و طبقه متوسط فرو ریخته شده را دوباره در ثروت شریک نماید . جنبش وال استریت از هم اکنون محکوم به شکست است چون در کاپیتال فاشیسم میخواهد رفرم نماید اگر شما میتوانید در رژیم فاشیستی ولایت فقیه حامی طبقه الیته سرمایه داری وابسته به دستگاه رژیم "رفرم"ایجاد کنید در سیستم فاشیسم گلوبال سرمایه داری نیز میتوانید "رفرم "نمایید و در آخر مشگل تنها در رژیم اسلامی "ولایت فقیه اش "نیست در خود رژیم است که حامی سرمایه داری وابسته است و با ماهیت فاشیستی وبا بیرحمی تمام از ان به عنوان اسلام دفاع میکند و مشگل نظام فاشیسم کاپیتال نیز تنها ولایت فقیه یعنی ستون اصلی اش نیست که اگر ولایت وال استریت فرو ریزد دیگر مشگل عدالت اجتماعی حل است بلکه مشگل خود سیستم است

http://www.hafteh.de/?p=26342
در بند اول این "منشور "آمده است :
    سرچشمه های بحران را تعیین میکند: حرص وآز وال استریت، انگیزه های فاسد مالی، و تسلط انحصارات بزرگ برنظام سیاسی، مشکلات نودونه درصد جامعه را بوجود آورده است

مینیم که نه نظام فاشیسم سرمایه داری حاکم که تنها یک عامل یعنی یکی از ابزار دستهای سرمایه داری مالی وفاشیسم مالی کاپیتال فاشیسم مقصر است :وال استریت
دو :چشم اندازی از جهانی که می خواهیم ایجاد میکند: ما می توانیم جهانی ایجاد کنیم که برای همه کار کند، نه اینکه فقط برای یک درصد ثروتمند ترین ها.
جهانی که این جریان خورده بورژا میخواهد شراکت در ثروت طبقه حاکم وحامی فاشیسم کاپیتال است .
سه :  یک استاندارد جدید برای مباحث عمومی بوجود می آورد: خواستگاه پیشنهادات و سیاستهای حمایتی بایستی بیانگر منافع نودونه درصد باشد. تنها خدمت به منافع یک درصد بالایی جامعه دیگر مدتی است که مشروعیت خود را از دست داده است
طبقه فاشسیسم کاپیتال "مشروعیت "داشته است و اکنون "مدتی است مشروعیت خود را از دست داده است "وبعد هم خواستار گفتگو با فاشیسم کا پیتال میباشد
 گفتمان جدیدی را بوجود می آورد: دیگر راه حل مطلوب اشتیاق بدست گرفتن دولت نیست، بلکه رهایی جامعه و دولت از سلطه انحصارات است.

    چتر وسیعی بر فراز سر مردم ایجاد میکند: این مای «نودونه درصدی» تشکیل شده است از مردم از همه رده های سنی، نژادی، شغلی و اعتقادات سیاسی. و ما می آموزیم که چگونه با احترام به یکدیگرهمکاری کنیم.
    ۶٫      برای همه فرصت ایجاد تغییر را فراهم می کند: هیچ کس ابتدا به ساکن تغییر نکرده است، هر کسی میتواند وارد میدان شود و کارزار را آغاز کند.
    ۷٫      این یک جنبش است، نه سیاهه ای از تقاضاها: فراخوانی برای دگرگونی های ساختاری است، نه اصلاحات موقت و یا رفرمهای جداگانه؛ حرکتی است برای بازیابی پایدار قدرت.
    ۸٫      پیوند دهنده جوامع با کل جهان است: مردم مطالبات جامعه خود، تاکتیک ها وهدف های شان را تنظیم می کنند. اما ما همچنین با هم همبستگی، ارتباط و تبادل دیدگاهها در سطح جهانی خواهیم داشت.
    ۹٫      یک منش اخلاقی وتمرین دموکراسی و جمع گرایی عمیق ارائه میدهد: تصمیم گیری بردبارانه زمانی که هر صدایی شنیده شده است وتبدیل آن به تدبیر و تعهد عمومی؛ سایتهای «تسخیر» مجامعی هستند که هر کس میتواند نارضایتی ها، امید و آرزوهای خود را در یک محیط حمایتگر معقول به بحث بگذارد.
    قدرتمان را احیا کرده است: به جای اینکه برای ایجاد تغییر چشم به سیاستمداران و رهبران بدوزیم، اکنون میتوانیم ببینیم که قدرت از آن ماست. بجای اینکه قربانی نیروهایی باشیم که زندگی مارا ویران کرده اند، بدنبال مطالبه حق حاکمیت مان هستیم تا دنیا را دوباره بسازیم.


فصل آخر کتاب ” این همه چیز را تغییر میدهد” مجله “یس

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر