۱۳۹۰ اسفند ۲, سه‌شنبه

انتخابی از فیس بوک :سخنی بزبان ساده : امیر آریان


در آستانه سی و سومین سال سال جنبش ، یا انقلاب و یا هرچه که نامش را بگذریم ، ضد سلطنتی تاریخ در شُرف تکرار میباشد
همه آنهایی که در سن و سال من میباشند و در جریان کم و بیش مسائل قرار داشتند ، بخوبی میدانند که رژیم سلطنتی در مقابله با نیروهای مترقی و مطالبات مردمی به بن بست رسیده بود و توان پاسخگویی نداشت .
با رشد و مردمی شدن جنبشهای دانشجویی و مردمی شاه مواجه شده بود با اعتراضات مردمی در تمام سطوح و میرفت که تظاهرات مردم در جاجاهای ایران تار و پود سرمایه داری را بنابودی بکشاند
 https://www.facebook.com/aryanamir
شاه با وجود اینکه هزینه سنگینی را سرمایه گذاری کرده بود برای سرکوب و مهار خواستهای مردمی ، و ضمن گسترش ساواک وزندانهای متعدد سیاسی و از طرف دیگر هم با شناور کردن پول در دست مردم سعی میکرد هم منافع سرمایه داری جهانی را تأمین کند و هم در داخل پُز رفاه و دمکراسی بدهد . ولی آتش زیر آن خاکستر، وضعیت بد و زندگی کارگران و زحمتکشان بود و هجوم شان به حاشیه شهرها از ناچاری ، و زرق و ورق چند شهر و یا مونتاژ آریا شاهین و بویوک و پیکان و ....... نمیتوانست تظاهر مناسبی باشد از طرف شاه که دائماً ادعا میکرد که صنعتی شده ایم ! و ادعای اینکه بزودی ژاپن دوم آسیا خواهیم شد ! و خلاصه در یکقدمی دروازه های تمدن بزرگ قرار داریم
اما غربیها که همانا حامیان سرمایه داری جهانی میباشند بخوبی بر مسائل داخل ایران و عمق شکاف بین شاه و مردم واقف بودند و فهمیده بودند که دیگر حاج محمد رضا خان پهلوی ژاندارم مطمئنی برای منطقه نخواهد بود و ستونهای حکومتی اش در داخل کشور سُست تر از آنی است که خودش دائماً بر شیپور تبلیغاتش میدمد
سیل خروشان اعتراضات مردمی داشت شکل میگرفت و در حرکت بود و عدم حضور کمونیستهای و انقلابیون و رهبران مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان که یا در زندانها بودند و یا توسط شاه ضربه خورده بودند و شهید شده بودند مثل همین شهدای سیاهکل که در آستانه سالگردش نیز قرار داریم و دهها مورد دیگر
از طرف دیگر هم شاه در زمان حکومتش توانسته بود با ایجاد یک جو پلیسی نظامی در کشور ضمن ایجاد رعب و وحشت در میان اقشار مختلف مردم زبانها را ببرد و قلمها را بشکند ، مگر اینکه در تملق گویی خودش بکار گرفته شده باشد و میخوام بگم که ایجاد سانسور از یکطرف و گسترش کمربند بقول خودش سبز با ابزار اسلام ، مردم عادی را که در اصل میبایست نیروهای واقعی و محرک انقلاب میبودند را در جهل و بی اطلاعی نگه داشته بود و همین مسئله باعث شد که غربیها که همانا حامی سرمایه داران میباشند خمینی را از عراق به فرانسه منتقل کنند و بیشترین و بهترین امکانات تبلیغی را هم در اختیارش قرار دهند و ، آقا شد رهبر انقلاب و چهره نا مبارکشان هم در ماه روئیت شد
انچه که سرمایه داری جهانی از نقل و انتقال حکومت در ایران میخواست و رضا داد و یا گردن گذاشت به اینکه شاه برود و خمینی جانشینش بشود این بود که سیستم دست نخورد ! یعنی اینکه نیروهای سه گانه ارتش ، یعنی دریایی و زمینی و هوایی با همان سازماندهی سر جایش باقی بماند و همچنین اداره کشور هم همچنان توسط سه قوه مجریه و مقننه و قضاییه باقی بماند و پیش برود ، یعنی اینکه بازهم برای کردستان یا دیگر نقاط از تهران ماماندار و استاندار تعین شود و یا مجلس قانونگذاری بتواند ضمن انتصاب نمایندگانش زیر نام تشخیص صلاحیت توسط ارگانهای رهبری گمارده شود و یا قانون مصوبه اش توسط مقام معظم رهبری وتو گردد . و بقول معروف برای اون یکی پادشاهی موهبت الهی بود و برای این یکی هم تنها نشان و نماینده خدا روی کره خاکی . و بدینترتیب ما که میگوفتیم خر نمیخواهیم پالانش را برایمان عوض کردند و قدرت مطلقه تصمیم گیری شاه به مقام معظم رهبری منتقل شد و نخست وزیر هم با همان روش قبل که منتصب میشد به رئیس جمهور تغیر نام داد و توسط مقام معظم ولایت و مجلس سنا که بعد از انقلاب شده بود خبرگان مسئول اجرای قوانین مجلس فرمایشی شد و ساواک هم شد ساواما و گارد جاویدان و ..... تغیر نام داد به سپاه پاسداران و همینطور که جمعیت کشور افزایش پیدا میکرد بر تعداد زندانها هم افزوده شود و میشود و مهاجرت به شهرها هم از بدبختی و ناچاری به چند برابر افزایش یابد و معضلات به صد برابر برسد . ووووووو
قصد نداشتم و ندارم که به روز شماری جنبش ضد سلطنتی بپردازم و مطمئناَ تاریخ ایران خیلی مستندتر و مفیدتر این وظیفه را انجام خواهد داد و من بیشتر خواستم با یادآوری مختصری از گذشته و مقدمه چینی هشداری داده باشم به اینکه تاریخ دوباره دارد تکرار میشود !!!
مرکز اولاف پالمه و اپوزیسیون سازی در استکهلم در دو روز شنبه 3 و یکشنبه 4 فوریه گذشته زنگ خطری است برای همه مان و نباید از آن ساده بگذریم و باید از زوایای مختلف مورد بررسی قرار بگیرد
این سمینار که ظاهراً قراره یا قرار بوده زیر تیتر "" اتحاد برای دمکراسی در ایران "" گرد هم آیی داشته باشد و بعبارتی حضراتی بر سر من و شمای ایرانی منت گذاشته اند و از نقاط مختلف جهان زحمت کشیده و در این هوای سر به استکهلم آمده بودند ! تا برای منو شما تصمیم بگیرند و برایمان دمکراسی کسب کنند . البته پشت دربهای بسته و تا آخرین روز مخفی نگهداشته و همچنان هم سعی میشود نام دعوت شدگان مخفی نگهداشته شود !
دعوت شدگان که بخشی از آنها را در زیر میاورم ترکیبی است از اصلاح طلبان و توده ایها و اکثریتی و سلطنت طلبها و ...خلاصه راستها میبودند و کلاً بافتی که زیر آن سقف گرد آمده اند بنا به اعتراف رضا طالبی توسط ایشان و دوستانشان صورت گرفته بوده . ایشان در مصاحبه رادیویی اشان در هشتم فوریه (رادیو سپهر) عنوان کردند که چپها و کمونیستها قابل گفتگو نیستند ! جریاناتی که حداقل در تمامی تاریخ جنبشهای آزادی خواهانه مردم ایران بیشترین بها را پرداخته و خون دلها خورده است و ضمن اینکه بهترین و عملیترین برنامه ها را هم ارائه کرده است و با تمام اینها ایشون از چپ ترجمه دیگری را میدهند و بعبارتی همان تعریفی را دارند که حکومت اسلامی فعلی و یا حکومت سلطنتی در گذشته داشته است و در بخشی دیگر از صحبتهایشان هم خانم فاطمه حقیت جو یا دیگر زنان حاضر در سمینار را بعنوان نماینده زنان ایران معرفی کردند ( لینک گفتار ایشان را در تاریخ ذکر شده و برنامه زیر آسمان نیلگون میتوانید گوش کنید
http://www.radiosepehr.se/media/feb12/Onsdag120208.wma
بعداز مسئله انتخابات ریاست جمهوری و الترناتیو قرار گرفتن موسوی و کروبی سرمایه داری جهانی با تبلیغات وسیعی در داخل ایران و خارجه در تبلیغ و دستور کار خودش قرار داد که از همین الان یک جمهوری اسلامی دیگر را جانشین حکومت فعلی در آب نمک بخوابانند و رویش کار کنند تا مبادا ترک بردارد شیشه و منافع سرمایه داران در آینده رژیم و مبادا مردم سرنوشت خودشان را بدست بگیرند و بنیاد نظام و سیستمی که حافظ منافع سرمایه داریست را بر هم بزنند و به گور بسپارد
چپ و کمونیست ایران با تمام کیفیتها و کمیت هایش در دو نظام تلاش کرده و میکند و کوتاه هم نخواهد آمد و وقتی که در مورد چپ ایران سخن میگویم اصلاً و ابدا منظورمان جریانات راستی چون حزب منفور توده و فرزند خلفش اکثریت و راه کارگر نیست . کمونیست هرگز منافع مردم زحمتکش ایران را برای لقمه ای نام و نان تاخت نمیزند و یا بجیب سرمایه داری واریز نمیکند و نام واماندگان راست و شناخته شده سیاسی را اپوزسیون نمی نهد و یا نهایت لطفی که چپ کمونیست صدیق ایران به واژه دمکراسی داشته باشد آنها که خودشان نام کمونیست را بر خود گذاشته اند را و ظاهراً هم اینور و آنور خودشان را در نهادهای کارگری جا میزنند را با جمله " راست جنبش کارگری " نام میبرد
مسئولیتی که چپ راستین ایران در این برهه از زمان دارد درک دقیقتر و عمیقتر از اوضاع کنونی است و هوشیارانه بنگرد به اینکه یکروز فیلمی بی ارزش از جمهوری ضد هنر اسلامی را به بالاترین فستیوالهایشان میبرند و جایزه میدهند و یا یکروزهم در استکهلم برای اتحادش راستهای سیاسی یا همانا که بقول طالبی سرنگونی بنیادی رژیم را خواهان نیستند ، را گرد میاورند
قدم به قدم کار میکنند که اول بنوعی ارتباط چپ را با مردم قیچی و یا به حداقل برسانند و دوم و بهمان نسبت ، بلکه بطور مظاعف هم که شده خودشان را جا بیاندازند بعنوان اپوزسیون و آلترناتیو
جریاناتی موسوم به کمونیست هم بخوبی در این راستا کمک کننده اشان میباشند و با استفاده از رسانه هایی چون صدای آمریکا و یا بی بی سی لندن خط پلید و ضد کارگریشان را پیش میبرند
امپریالیسم از تمام تجاربش از 22 بهمن 1357 بخوبی استفاده میکند و میخواهد که دیگر اجازه ندهد که نسل جوان و پرشور حتی با الگوسازی هم کشده به کمپین جنبش طبقاتی و کارگری پیوند بخورد
در زمانی که چپ کمونیست ایرانی در تبعید اینچنین پراکنده شده و عمل میکند جریانات حزب توده در کشورهای مختلف جهان منجمله همین سوئد افرادشان در احزاب بورژوایی سوسیال دمکراتها و یا اتحادیه های سراسری نفوذ داده اند و سازمان یافته اند و با بدست آوردن امکانات فراوان ، عمل هم میکنند
در اخر اینکه نباید اجازه بدهیم ! چه جوری !؟ واقعاً نمیدانم ولی میدانم که باید کاری بکنیم و وقتش هم همین دوران و همین الان میباشد و اجازه ندهیم راست و ترکیب سلطنت و توده ای و سبزی ها و اکثریتی وعوامل اعزامی و مذهبی های رژیم و راه کارگری و خلاصه طرفداران سرمایه و سرمایه داری را بعنوان آلترناتیو دوباره بخوردمان بدهند
امروز همه چیز در دستهای ما مردمی میباشد که در اندیشه و باور جنبش کارگری و طبقاتی ، تلاش میکنیم و با کمی همت و اراده و هوشیاری میتوانیم بر تمامی بنجلهای راست و مردم فروش غلبه کنیم
زنده باد برابری و آزادی
داود رحیمی
عبارتند از:اسامی حاضرین در تجمع اولاف پالمه در استکهلم ، ترکیبی از ساواکی های گذشته ، ساوامائی های این رژیم ، توده ایها ، اکثریتی ها ، مشروطه خواهان و ..............
شهریار آهی، جواد اکبرین، کاظم اکبرین، کاظم علمداری، رضا علیجانی، نوشابه امیری، علی افشاری، جمشید اسدی، اکبر عطری، مریم معمارصادقی، مهران براتی، احمد باطبی، مسعود بهنود، پرویز دستمالچی، شاهین فاطمی، شهلا فرید، امیر‌حسین گنجبخش، سعید قاسمی‌نژاد، فریدون احمدی، رامین احمدی، فاطمه حقیت‌جو، عباس حکیم‌زاده، فواد پاشایی، احمد رفعت، نیما راشدین، ضیا صدرالعشراقی، مصطفی حجری، بیژن حکمت، پویا جهاندار، مهرانگیز کار، بهزاد کریمی، مرتضی کاظمیان، جواد خادم، محسین خاتمی، فریدون خاوند، منوچهر مقصود نیا، محسن مخملباف، حسن منصور، سراج میردامادی، عبداله مهتدی، مرجانه ستراپی، شهلا عبقری، نسیم سرابندی، علیرضا نوری‌زاده، ماشااله سلیمی، خالد عزیزی، آرش بهمنی، محسن سازگارا، حسن شریعتمداری، محمد‌علی توفیقی، نیره توحیدی، مجتبی واحدی، مهرداد درویش پور، رامین پرهام، گیتی کاوه، پروین اردلان، فریبا موحبی، گلاله شرافکندی، مهشید پگاهی، ناهید حسینی، شهران طبری، شهلا شفیق، آرام حسامی، رضا حسین بر، هوشنگ اسدی و رضا طالبی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر