۱۳۹۰ بهمن ۱۹, چهارشنبه

معنی سیاهکل در یک مفهوم دیگر




برخاستن ! فریاد شدن ، آتش خشم زحمتکشان شدن، وهر لحظه آزاد بودن ، این پیام است :که با دشمن غدار نمیتوان مماشات کرد ، نمیتوان با دسته گل و شعارهای زیبا و جلسات و ذکرهای انقلابی کنار آمد .برای نابودی سیستم باید قهر را بکار برد . نمیتوان در مقابل امپریالیسم و ارتجاع تا دندان مسلح تنها با اعتصاب و چند اعتراض کار را تمام کرد این یک ساده اندیشی است که مزورانه از طرف نیروهای ارتجاعی به بهانه "خشونت گرایی "تبلیغ میشود . این یک دروغ وفریب است که به توده ها گفت تنها با خود سازمانی وتنها با اعتصاب میتوانند سسیستم غدار سرمایه داری جمهوری اسلامی و مشابه را به زیر کشید واین همان پیامی بود که ارتجاع خمینی که دست به دست میکرد و هرگز حکم  "جهاد"علیه سیستم وابسته به امپریالیسم شاه  را نداد چرا که خواستار حفظ ساختارهای اقتصادی ونظمی ونظامی اش برای ادامه سرکوب بود ، و این توده ها بودند که با فریاد "رهبران ما را مسلح کنید"خود به پا دگانها به هنگام قیام پنجاه و  هفت یورش برده وخود را مسلح نمودند  و مبارزه قهر امیز خود را علیه رژیم وابسته به امپریالیسم به فاز جدیدی وارد کردند و رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی از همان ابتدا نیز سعی در بیرون اوردن سلاح از دست توده ها داشت وبه هر کلک و سیاستی در جهت خلع سلاح کردن مردم زحمتکش بود. 



در این میان نیروهای ارتجاعی مانند مجاهدین خلق نیز با ادعای "مبارزه مسلحانه "در واقع این قهر انقلابی مردم به عنوان عالی ترین مرحله مبارزه را به لجن ارتجاعی رجویسم الوده کردند و از ان مفهوم خشونت سادیسمی وسکتی  تا وابستگی وابزار شدن در دست دیکتاتورها و کرشمه مسلحانه در چهارچوب "ارتش آ زادی " مزدور امپریالیسم  وناتو به سبک لیبی و سوریه تنزل دادند و جنگ مسلحانه توده ای قهرامیز را به جنگ یک گروه سکت ارتجاعی  جدای از توده ها تبدیل نمودند.
در زمان شاه که حزب توده با پشت کردن به توده ها در زمان مصدق انتن هایش تنها با دستورات حزب برادر بزرگتر در مسکو تکان میخورد میدان را برای ارتجاع شاه وکودتاچی های چما قدار امپریالیستی  بزدلانه خالی کرد ودر مقابل سرنگونی مصدق هیچ مقاومتی نکرد هرچند میتوانست با پا یگاه انروزی خود به مقاومت بپردازد ولی ترجیح داد که به حرف برادر بزرگترش حزب ا ستالینی در مسکو گوش دهد وسیاستهای خود را با آنها تنظیم کند این حزب رفرمیست ادامه این خط را نیز در زمان خمینی و امروز ادامه میدهد و این خط جنایت آمیز علیه توده های زحمتکش را با حمایت از جریانهایی مانند خاتمی و موسوی تحت پوشش "سوسیال دمکراسی"ادامه میدهد. در کنار این حزب جریانهای ملی از ته مانده های بورژوازی ملی که دیگر پای مادی در جامعه نداشت به حاشیه کشانده و در حد همان جریانهای حاشیه ای عمل میکردند در جا معه یک رخوت وبی عملی وناامیدی غالب و حاکم بود ودر ان زمان سکوت ومرگ بود که قیام سیاهکل شکل گرفت تا به  توده ها درس امید وشجاعت را بدهد چیزی که در جریان قیام پنجاه وهفت علیه نظام پوسیده سلطنتی به بدیل سرمشق واسطوره تبدیل شده بود ونسلی را به  گرزی از آتشی فروزان تبدیل کرده بود. امروز جریان های توده ای و اکثریتی و امثالهم میخواهند با صطلاح خودشان همراه با سلطنت طلبان این جریان را تخطئه  نمایند چون این جریان موفق نبوده ست . ولی این احمق های رفرمیست موفقیت را بصورت مکانیکی میبینند ونه در عمق روانی این جریان بر توده ها که شجاعت برخاستن را به توده ها میاموختند و آتش قیامشان درواقع گرما بخشیش تا عمق جامعه وقیام پنجاه و هفت و سالهای بعد فروزان بوده است . این دقیقا درست است که توده ها ی ز حمتکش بایستی خود آزاد ساز خود از زنجیر ا رتجاعی سرمایه داری  شوند وبایستی که درقدرت وثروت وساخت ساختارهای مردمی شرکت داشته باشند این درست وصحیح است که بایستی که خود را سازمان دهند وبه مبارزه بپردازند ولی تمامی مبارزه تنها شعور وآگاهی نیست بلکه شور وشجاعت هم هست و این شور وشجاعت برای قهر انقلابی در مقابل دشمن سفاک امپریالیسم وارتجاع را این شعله های فروزان انقلاب پیشاپیش در قلب توده های زحمتکش با گلوله هایشان بر قلب ا رتجاع شاه شعله ور ساختند. امروز این شجاعت ها و این شعله های خشم در چهره های قیام وقهر توده های زحمتکش علیه سرمایه داری جمهوری اسلامی  آرزوی ماست !
درورد بر انها باد



///////////
 وز 19بهمن سال 1349 صفیر گلوله‌های یک‌ هسته چریکی در جنگل، سکوت سنگین حاکمیت دیکتاتوری وابسته شاه را درهم شکست.
2943033537.JPGاین هسته چریکی، به‌ فرماندهی علی‌اکبر صفایی فراهانی و 5 تن دیگر از یارانش، از اواسط شهریور 49، برای بسیج و تدارک عملیات مسلحانه در بهار سال 50 رهسپار جنگلهای گیلان شده بود. ساواک و ارگانهای امنیتی رژیم شاه که به وجود این هسته چریکی پی برده بودند، موقعیت این تیم در جنگل را در مخاطره قرار دادند و این تیم ، زمان عملیات را جلو انداخت و در شامگاه 19بهمن، با‌ حمله به ‌پاسگاه سیاهکل و خلع‌ سلاح آن، پا‌ به ‌میدان عمل مبارزه مسلحانه نهاد.
هسته چریکی، پس از حمله به‌ پاسگاه سیاهکل، به‌ سوی جنگل عقب نشست و تا 18اسفند در حلقه محاصره دشمن، به‌مقاومت پرداخت.
در این نبردهای نابرابر، فدائیان دلاور مهدی اسحاقی و محمدرحیم سماعی جان باختند.
پس‌از آن نیز در تاریخ 26اسفند، علی‌اکبر صفایی فراهانی و 12رزمنده فدایی دیگر در‌برابر جوخه‌های اعدام قرار گرفتند و در راه آرمان و خط‌مشی انقلابیشان به‌ شهادت رسیدند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر