۱۳۹۰ اسفند ۳, چهارشنبه

چپ "افراطی "و "سوسیال دمکراتهای "مامانی ؟

این روزها یک دست "چپ "ایرانی در دنیای دیجیتالی ظاهر شده اند که آنها را در سایتها و شبکه های اجتماعی متفاوت میتوان بوفور یافت که "خشونت "ر ا رد مینمایند و آنرا تنها در دست حاکمان مشروع میدانند . در همین رابطه است که این نوع اکثرا نیز سابقه توده ای و اکثریتی داشته اند و انقلاب را خشونت دانسته و "سنتی "میدانند. البته بعضا از "دمکراسی "با بمب های تروریستی ناتو هم بدشان نمیاید و همراه با فاشیسم کاپیتال طبقه حاکم هرگونه مقاومت علیه طبقه حاکم را یک نوع "خشونت و افراطی گری "کودکانه معرفی میکنند . این راستهای سوسیال دمکرات از اینکه دست در دست سلطنت طلبان بگذارند ویا اینکه بچه شاه را پس از پنجاه سال ویا بهتر بگوییم دوهزار پانصد سال جنایت شاهان هنوز در صف خود ببینند ویا با او مذاکره کنند حال میکنند و دماغشان را میگیرند زمانی که چپ "افراطی "را میبینند که سخن از سرنگونی و انقلاب به دست توده های زحمنتکش میکند . 
این چهر ه های تهوع آ ور بورژوازی را تا ته اش قورت داده اند وچند گیلاس ودکای روسی از نوع گورباچفی برروی ان نوشیده اند وآروقهای نئولیبرالیستی خود را در پشت زرورق "سوسیال دمکراسی" پنهان مینمایند.سایتهایشان نشخوار کننده ولاشخور مدیا فاشیسم میلیتاریسم بورژوازی جهانی است و کوک شده است با جنگ تبلیغاتی امپریالیستی از تحریم تا دروغهای روزانه وفعالانه مدیای امپریالیستی که روی میلیتاریسم ودیکتاتوری مالی همراه با میلیتاریسم که هرگونه تفکر را ازاین "سوسیال دمکراتهای "وطنی میگیرد وآنها را به اسب تراوای امپریالیستی در جبهه مردم زحمتکش در چهره سوسیال دمکرات میخواهد قرا ر دهد این ها شریک دزد و رفیق غافله هایی میباشند که مردم زحمتکش را تنها در اندازه های نرده بان ترقی برای خود برای به قدرت رسیدن میخواهند و نه بیشتر !وگرنه انها را "توده های ا حمق "فرض میکنند که "آکاهی "نداشته وندارند وذره ای لیاقت حکومت ندارند وتنها برای باردهی وبارکشی سیاسی و  اقتصادی خوب میباشند . این "چپ های "مامانی سوسیا ل دمکرات در عین حال که مخالف هرگونه انقلاب به عنوان خشونت میباشند شدیدا از "شورشیان "سیا ساخته شده در لیبی و دنبالچه هایشان در سوریه دفاع میکنند و همراه با امپریالیسم فاشیسم خبری هرآنچه را که به آنها عرضه میشود به عنوان لاشخوران خبری امپریالیستی عرضه میکنند . این خرده بورزواهای تنفر انگیز در جلد وشمایل روشنفکر ظاهر میشوند وبه نمادهای انقلابی در تاریخ چپ میتازند و خود را در  عین حال میراث خوارا ن فدایی دانسته و جشن سالگردی با کیک و ابجو خوری میگیرند واروقهای تحلیلیی خود را به گونه های مختلف در چات رومها و شبکه های اجتماعی ارائه میدهند. سی سال است که حتی دیگر قیافه چریک وفدایی خلق را ندارند ولی اسم آنها را با خود حمل میکنند وباعث شرمندگی تاریخی چریکها میشوند . "چپ افراطی "خواب از چشمان این افراد میرباید تا انجا که حتی آنها را به همکاری بادستگاههای امنیتی کشورهای متفاوت میکشاند که علیه "این چپ افراطی "همان سازی را بزنند که با دستگاه امنیتی خمینی ورژیم جمهوری اسلامی زدند و علم همکاری با آنها را برعلیه "افراطیون چپ "علم کردند و دستگاه همکاری با "ّبرادران پاسدار "را گسترش داده و انرا به لودادن همان "چپ های افراطی "صیقل زدند. امروز نوکری سوسیال دمکراتها و چپ های "مدرن "حکمتیستی در هر لباسی با تخطئه کردن "چپ ملی گرا" لباس بورژوازی به تن کرده است و نوکری خطی را به شکل دیگری دنبال میکند و اسم انرا نیز گذاشته است "چپ مدرن"که در اصل رفرمگرایی است ومبارزه طبقاتی را به یک مضمون "جامعه بهتر "و یا "جامعه انسانی "با کمک دستگاه بورژوازی فاشیستی مدیای غرب به عنوان "مبارزه با اسلام سیاسی "در دستور کار خود قرار داده است ودر محفل های صهیونیستی مانند "استوپ بمب "وراست های نازیسم در مبارزه با "مسجد سازی "در المان میشود بالاترین نقطه مبارزه اش ودکان چند نبشی مانند با سازمانهای بورزوازی ساخته "اکس مسلم "درواقع پوتین فرهنگی "جنگ فرهنگها "را واکس میزند ولیس میزند تا فرش قرمزی پهن بشود ومانند مینا احدی نیز جایزه از سرهای انگلیسی را به یمن این خدمات ارزنده و "پرچمداری "بتواند دریافت کند. آری ! راست در چهره چپ در زرورق "چپ مدرن "  مانند تقوایی و سوسیال دمکرات های تود ه ای واکثریتی رنگین به انقلاب های رنگین سبز شده اکنون اسب تراوهایی میباشند که "چپ افراطی وملی "را زبان روال وعادی گفتگوهای سرزنش مابانه راست ابزار فاشیسم کاپیتال شده  است و اکنون نیز که رفقای خرده بورژوازی خود را با برنامه های رفرمیستی در جنبش ضد وال استریت دیده است و ماههاست با ان حال میکند ویا طرفدار "جنبش لخت "وعوری میشود واین را بجای مبارزه طبقاتی با تبلیغات دستگاههای بورژوازی ستایش کرده و میخواهد جا بزند بجای مبارزه طبقاتی زحمتکشان علیه ارتجاع و امپریالیسم 
زمان گونه ای است که فاشیسم سرمایه داری با دنبالچه هایش با تمامی ابزارش وقدرتش به میدان امده است که حرکت تود ها ی زحمتکش را سرکوب کند چون در بحران عمیق بسر میبرد که مرگ سرتاپای سیستمش را گرفته است وراه برون رفت خود را در جنگ های فاشیستی وتروریستی وسرکوب و سوسیال دمکرات بازی وانقلاب رنگی و "بشردوستی "و "جامعه بهتر انسانی " میبیند که بوسیله عوامل خود تبلیغ نماید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر