۱۳۹۰ دی ۳۰, جمعه

"افتخارات "مشمئز کننده ایرانی

"مفتخرین "ایرانی ! ایرانیها ظاهرا دچار یک کمپلکس تاریخی میباشند و عقده های خاصی پیدا کرده اند. دلشان میخواهد به هرچیزی افتخار کنند از کوروش چهانگشا که یک چیزی بوده شبیه همین اوباما وجورج بوش که برای "حقوق بشر " کشور گشایی میکرده است و تاداریوش وامروز هم هر کس که هر دکانی بنام هنر وسینما و هنر گرایی باز میکند ودر صحنه های متفاوت بورژوازی به رقص های متفاوت هنری میپردازد  ودکانی برای سیاست چند نبش باز میکند . هنری وهنر مندی که پیامی برای رنج مردم وبر علیه نظام فاشیستی سرمایه داری وامپریالیستی نداشته باشد در بهترین شرایط یک پیام بی وبو خاصیت میباشد اگر در خدمت قدرتمداران ثروت وسیاست نباشد ! ایرانی به محض اینکه کسی که تا دیروز برای رژیم هنرمندی میکرده است امروز بر اثر گردش روزگاران سیاست گذاران جهان جایزه ای دریافت میکند ، عده ای ایرانی بلافاصله "مفتخر "میشوند ! یک روز یک جوان آلمانی که از آلمانی بودن خود  بسیار مغرور بود و "افتخارات "میکرد مورد خطاب یک آلمانی دیگر قرار گرفت که از این جوان پرسید که تو به چه  افتخار میکنی ؟جوان آلمانی جواب داد به صنعت ، هوش و استعداد و نقطه ای که کشور م از نظر علمی ایستاده است .



سالمند المانی که هیتلر را پشت سرگذارده بود . به او گفت تو فکر کرده ای که فقط موروث بخش خوب کشور خودت میباشی ، تو موروث یک تاریخی ، تو موروث تاریخ نازیسم هم هستی آیا به آن هم افتخار میکنی ؟ حال ایرانیان ما هم فقط بخش هایی از قضیه "افتخار "ایرانی بودن را برای به خود بالیدن به عهده میگیرند وننگ مثلا این رژِیم جنایتکار را به عهده نمیگیرند ویا گذشته دوهزار وپانصد سال حاکمیت جهل و نادانی پادشاهی ومذهبی را به عهده نمیگیرند وفقط به تنبک زدن یک جوان ایرانی در نزد آلمانیها غرق غرور میشوند که این "فرهنگ" ایرانی است ! وبه ان افتخار کنید ویا فلان هنرپیشه لخت در مجله محافظه کار بورژوازی تن خود را به نمایش میگذارد غرق در افتخار میشوند که عجب "جسارتی"و کلی حال میکنند ! این غرورهای احمقانه بیشتر ناشی از عقده های تاریخی و امروزی است که میخواهد حتما بگوید که ما هم "کسی "هستیم . ولی بشر یت سر در اخور هر ملیت و فرهنگی که برای خودساخته باشد که داشته باشد سر در اخور نظام بربریت سرمایه داری امروزی دارد و فرهنگش وهنرش فروخته شده به نظام پلید سرمایه داری است . علمش بمب اتمی است و بمب های خوشه ای وفسفری که تن کودکان لنبانی وعراقی را میسوزاند و عمق بالا ی فرهنگ وتمدنش شاشیدن به اجساد کشته شدگان افغانی است و یا تجاوز به زنان و مردان در زندانهای ابوقریب واوین ! این فرهنگ غالب و این سیستم غالب همه چیز را در خدمت خود گرفته است ، مقدس ترین کلمات انسانی را به خدمت خود قرا رداده است و بنام آن جنگ های امپریالیستی و وحشی گری وغارت را به پیش میبرد . این است که این "افتخارات " ایرانیها و دیگر ملل تهوع آور است چرا که با نفی دیگر ی همراه است همراه با غرق شدن در غرور وصیقل دادن ناسیونالیسم و ملی گرایی کثیف در خدمت نظام پلید سرمایه داری برای رونق بخشیدن به جنگ های مختلف امپریالیستی است . ولی مشمئز کننده تر این است که این "افتخارات " را هم حتما باید این نوع ایرانیها به غربیها ی "متمدن "به اثبات برسانند تا بودن و درجه دو بودن خود را در جوامعی غربی که در ان زندگی میکنند به اثبات برسانند که بله ما "وحشی "نیستیم و فرهنگ داریم قبول ندارید ببنید که چه فیلمی میسازیم که سرکوزی آنرا حتما میبیند و وزارت خارجه امریکا مورد تشویقش قرا ر میدهد و ببنید که چه هنرمندان "شجاعی "داریم که از لخت شدن و نشان دادن اعضای بدن خود هم وحشتی ندارد ! پس ما هم مثل شما هستیم مثل میمون مقلدهای خوبی برای پیروی از فرهنگ سرمایه داری که اکنون شما به عنوان "فرهنگ متمندنها "به ما غالب میکنید ، مینماییم تا مثل شما باشیم ، خودمان نباشیم ،انگار که درد نود درصد مردم ندار ایران که این روزها نیز علاوه بر تحمل ترور روزانه رژیم بنام اسلام گرایی بایستی زیر ترور تحریم ، بی ارزش شدن دستمزد روزانه و نبود دارو جان بدهند ، "افتخارات " پستان نمایش دادن فلان هنرپیشه و یا جایزه گرفتن فلان دکان دار سینمایی وتنبک زدن فلان جوان ایرانی در آلمان مهم میباشد اگر هم مهمش میکنند برای اینکه دردهای واقعی مردم زحمتکش پنهان شود ودرد اصلی جامعه که همان عدالت اجتماعی است مشخص نشود که انگار درد کودک کار گرسنه ووامانده درخیابان ویا آوارگان بی خانمان در ایران دردش ورنجش از نوع بی دردی امثال گلشیفته ها میباشد ! و جنگ های زرگری آنها با رژیم . این "افتخارات " فقط میتوان گفت مشمئز کننده است وبس ! حال انسان را به هم میزند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر