Knut Mellenthin ،یونگه ولت هیجدهم ژانویه ، ترجمه و گزارش :ن.هدایت
موساد اسرائیل احتمالا تنها سرویس مخفی جهان است که با رغبت تمام جنایت های زیادی را به عهده میگیرد. افسانه داشتن "عوامل " که البته کاملا غیر ممکن نیست، اسرائیل با میل زیاد باپخش اطلاعات غلط حمایت میکند.از جمله برای گسترش این اطلاعات غلط سرویس اینترنتی که نزدیک به موساد میباشد
Debkafile
و رسانه های اسرائیلی و تمامی خبرنگاران دوست در سراسر جهان میباشند.
بعد از قتل یک دانشمند ایرانی در روز یازدهم ژانویه دوباره شایعات وز وز میشود . ساندی تایمز در اخر هفته مدعی میشود که این روزنامه از یک "منبع ناشناس اسرائیلی " اطلاع کسب کرده است که این سوءقصد با بمب گذاری توسط موساد سازمان دهی شده بوده است . "یک گروه کوچک از ماموران موساد " با دقت تمام نقاط کلیدی تهران را بررسی کرده اند "، که برای این عملیات مهم به نظر میرسیده اند .که توسط یک "اتاق کنترل در یک خانه نزدیک وحفاظت شده "نظارت میشده است . این عملیات یک "پیش مقدمه ، نه به عنوان آلترناتیو در مقابل"حمله نظامی فکر شده است
موساد اسرائیل احتمالا تنها سرویس مخفی جهان است که با رغبت تمام جنایت های زیادی را به عهده میگیرد. افسانه داشتن "عوامل " که البته کاملا غیر ممکن نیست، اسرائیل با میل زیاد باپخش اطلاعات غلط حمایت میکند.از جمله برای گسترش این اطلاعات غلط سرویس اینترنتی که نزدیک به موساد میباشد
Debkafile
و رسانه های اسرائیلی و تمامی خبرنگاران دوست در سراسر جهان میباشند.
بعد از قتل یک دانشمند ایرانی در روز یازدهم ژانویه دوباره شایعات وز وز میشود . ساندی تایمز در اخر هفته مدعی میشود که این روزنامه از یک "منبع ناشناس اسرائیلی " اطلاع کسب کرده است که این سوءقصد با بمب گذاری توسط موساد سازمان دهی شده بوده است . "یک گروه کوچک از ماموران موساد " با دقت تمام نقاط کلیدی تهران را بررسی کرده اند "، که برای این عملیات مهم به نظر میرسیده اند .که توسط یک "اتاق کنترل در یک خانه نزدیک وحفاظت شده "نظارت میشده است . این عملیات یک "پیش مقدمه ، نه به عنوان آلترناتیو در مقابل"حمله نظامی فکر شده است
ساندی تایمز متعلق به امپریال مدیا نیوز کوپریشن میباشد که موسس ورئیس آن نئوکان روپرت مردخای میباشد. این روزنامه سالهاست که معروف به انتشار خبرهای دروغی میباشد که موساد ودیگر موسسات اسرائیلی به ان علاقه نشان میدهند .
منبع قابل اعتماد
در همان روز سو ءقصد روزنامه محافظه کار فرانسوی فیگارو مدعی شد که ماموران موساد در کردستان ، منظور آشکارا کردستان عراق میبوده است ،فعال میباشند ، تا "مخالفان "ایرانی را برای جنگ علیه "رژیم آیت الله ها "به خدمت گرفته و آموزش دهند .این خبر بر اساس یک "منبع امنیتی در بغداد"، که اسم او برده نشده است ،میباشد. در همانروز ریچارد سیلور استاین بر اساس "منبع اسرائیلی مورد اعتماد خود "این را "تایید "نمود که این قتل کار موساد وسازمان در تبعید ام ای ک معروف به "مجاهدین خلق "میباشد. سه روز بعد خبرگزاری آمریکایی تایم با تکیه بر "سرویس های مخفی غربی "گزارش میدهد که موساد مسئول این سو ءقصد بوده است.
یک گزارش از مارک پری در روز چهاردهم ژانویه در مجله فارین پالسی مجموعه این شایعات وا حتمالات را داغ تر نمود . نویسنده مدعی شد ماموران موساد حد اقل بین سالهای دوهزار وهفت و دوهزار وهشت اعضای سازمان جدایی طلبان جند الله که در منطقه سیستان و بلوچستان ایران فعال میباشند را به خد مت گرفته و آموزش داده وحمایت کرده است.
نکته انفجاری این گزارش :اسرائیلی در مقابل افراد ارتباطی با جند الله خود را آمریکایی جا زده اند و این افسانه سازی را با پاسپورت های قلابی سفت وسخت کردند . پری مدعی شد که این داستان از طرف دو عضو فعال و چهار مامور سرویس مخفی آمریکا گفته شده است . رئیس جمهور سابق آنزمان آمریکا جورج دبلیو بوش "شدیدا از عصبانیت به خود میپیچید" زمانی که این خبر را شنید. البته این خبر برای دوطرف قضیه برای یک موضع گیری بی ارزش بود
.
استراتژی هوشمندانه
قتل دانشمندان ایرانی بطورکلی در رسانه های عمومی غربی به عنوان یک "استراتژی "هوشمندانه اسرائیل برای "به عقب انداختن پروسه ساخت سلاح اتمی تهران "مورد ستایش قرا رمیگیرد. اما از نظر عملی این افسانه البته قابل اثبات نیست. از زمان شروع این سوءقصدها در سال دوهزار وده تاکنون چهار کارشناس به قتل رسیده اند ، نفر پنجمی یک جراحات سطحی برداشته است. اولین قربانی ، پرفسور فیزیک مسعود علی محمدی کمتر ارتباطی با فیزیک هسته ای و برنامه اتمی ایران داشته است که با توجه به ان نیز سریعا این شایعات منتشر شد که او توسط یک "مامور رژیم "کشته شده است چرا که او سمپاتی به اپوزیسیون نشان داده است. در روز بیست وسوم ژوئیه دوهزار ویازده دانشجوی الکترونیک داریوش رضایی به قتل رسید که او هم با مساله اتمی ارتباطی نداشتهو و احتمالا به علت شباهت نام مورد هدف ماموریت دهندگان قرار گرفته است. مصطفی احمدی روشن که در یازدهم ژانویه امسال کشته شده است بنا به گفته منابع ایرانی دکتری اقتصاد نفتی داشته است . اوهرچند بایستی که به عنوان معاون مدیر در تاسیسات غنی سازی نطنز کار میکرده باشد ، اما فقط برای خرید مسئولیت داشته است . هیچگونه نشانه ای از این وجود ندارد که یک دانشمند هسته ای بوده باشد. تنها وتنها فریدون عباسی دوانی ، که در بیست ونهم نوامبر دوهزار وده بوسیله یک بمب کارگذاری شده در اتوموبیل مجروح شد ، به نظر میرسد که یک پست مهم در برنامه اتمی ایران داشته باشد. او هنوز هم مدیریت دایره اتمی ایران را هدایت میکند.
قربانیان سوءقصدها تنها وجه مشترک مهمی که داشتند : همه آنها استاد دانشگاه بودند که بطور هرروزه از خانه به محل کار خود به دانشگاه میرفته اند و بدین شکل هدف ساده تری برای جاسوسی و حمله قرار گرفتن میبوده اند . هرکس که این قتلها را سازماندهی کرده باشد : او تصمیمش بر اساس راحتی و ا منیت پیش برد این کار بوده است ، ونه پست ومقام در برنامه اتمی ایران. و اینکه بدین شکل-در برنامه اتمی ایران - چیزی متوقف ویا کند میتوانسته است بشود ، خود عاملین نیز به این نمیتوانند واقعا عقیده مند باشند. "
استراتژی هوشمندانه
قتل دانشمندان ایرانی بطورکلی در رسانه های عمومی غربی به عنوان یک "استراتژی "هوشمندانه اسرائیل برای "به عقب انداختن پروسه ساخت سلاح اتمی تهران "مورد ستایش قرا رمیگیرد. اما از نظر عملی این افسانه البته قابل اثبات نیست. از زمان شروع این سوءقصدها در سال دوهزار وده تاکنون چهار کارشناس به قتل رسیده اند ، نفر پنجمی یک جراحات سطحی برداشته است. اولین قربانی ، پرفسور فیزیک مسعود علی محمدی کمتر ارتباطی با فیزیک هسته ای و برنامه اتمی ایران داشته است که با توجه به ان نیز سریعا این شایعات منتشر شد که او توسط یک "مامور رژیم "کشته شده است چرا که او سمپاتی به اپوزیسیون نشان داده است. در روز بیست وسوم ژوئیه دوهزار ویازده دانشجوی الکترونیک داریوش رضایی به قتل رسید که او هم با مساله اتمی ارتباطی نداشتهو و احتمالا به علت شباهت نام مورد هدف ماموریت دهندگان قرار گرفته است. مصطفی احمدی روشن که در یازدهم ژانویه امسال کشته شده است بنا به گفته منابع ایرانی دکتری اقتصاد نفتی داشته است . اوهرچند بایستی که به عنوان معاون مدیر در تاسیسات غنی سازی نطنز کار میکرده باشد ، اما فقط برای خرید مسئولیت داشته است . هیچگونه نشانه ای از این وجود ندارد که یک دانشمند هسته ای بوده باشد. تنها وتنها فریدون عباسی دوانی ، که در بیست ونهم نوامبر دوهزار وده بوسیله یک بمب کارگذاری شده در اتوموبیل مجروح شد ، به نظر میرسد که یک پست مهم در برنامه اتمی ایران داشته باشد. او هنوز هم مدیریت دایره اتمی ایران را هدایت میکند.
قربانیان سوءقصدها تنها وجه مشترک مهمی که داشتند : همه آنها استاد دانشگاه بودند که بطور هرروزه از خانه به محل کار خود به دانشگاه میرفته اند و بدین شکل هدف ساده تری برای جاسوسی و حمله قرار گرفتن میبوده اند . هرکس که این قتلها را سازماندهی کرده باشد : او تصمیمش بر اساس راحتی و ا منیت پیش برد این کار بوده است ، ونه پست ومقام در برنامه اتمی ایران. و اینکه بدین شکل-در برنامه اتمی ایران - چیزی متوقف ویا کند میتوانسته است بشود ، خود عاملین نیز به این نمیتوانند واقعا عقیده مند باشند. "

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر