۱۳۹۰ بهمن ۳, دوشنبه

تحریم وجنگ ترمز جنبش های مردمی !

تحریم جنایتکارانه و امید به "گرم شدن جنبش " ، جنگ وتحریم ترمز جنبش های مردمی 

مین استریم امپریالیستی و مزدوران ایرانی آنها در رسانه های اپوزیسوین اکنون با رنج و درد بیشتر مردم ح"احساس گرمای "جنبش میکنند.بسیاری از دشمنان مردم ایرا ن که فرقشان با رژیم ایران در بی رحمی بر علیه مردم ا یران این است که قدرتی در د ست ندارند وگرنه شاید بلاهایی شبیه همین رژیم ایران بر سرمردم میاورند اکنون "امیدشان "به "گرم شدن جنبش " در اثر تحریم است ! این جنایتکاران با تفکرات ماکیاولیستی کمبودهای خود را در راستای تحریم و جنگ میخواهند جبران کنند و درواقع دردشان مردم نیست چون اگر کسی دردش مردم باشد حاضر نیست که خاری به چشم یک کودک برود که او بتواند مثلا ررژیم را تغییر بدهد . ولی این  جنایتکاران ذره ای شرافت انسانی ندارند و یا دچار تخیل میباشند و امیدشان این است که رژیم تحت فشار اقتصادی قرار بگیرد ، ضعیف بشود  و مردم قیام و اعتراض کنند و رژیم سقوط کنند وبعضی قدم بیشتری برداشته وبی شرمانه بطور مستقمیم وغیر مستقیم  به جنگ خو ش امده گویی میگویند و امیدشان باز شدن "امکانات در شرایط "جدید میباشد.
(http://iranglobal.info/v2/node/2009
تحریم نفت و احتمال فعال شدن جنبش داخل ایران// //
ولی واقعا تا چه حد این توهمات میتواند به واقعیت بپیوندد . برای این مساله دو سناریو را منعکس میکنیم

- سناریوی  اول :در اثر تحریم اقتصادی رژیم تضعیف شده و مرد م "آتش زیر خاکستر "به خیابانها ریخته و رژیم سقوط میکند.
آیا واقعا مسائل به همین صورت خطی است  ویا پیچیدگیهای خود را دارد چرا رژیم صدام حسین در اثر تحریم ها سقوط نکرد ؟ شاید گفته شود که شرایط ایران متفاوت است و در انجا"آتش زیر خاکستر "میباشد که با جرقه ای تبدیل به آتش فروزان میشود !
آیا در چنین شرایطی که رژیم خود را در حال سقوط میبینید چه امکانی برا ی خود دارد زمانی که ببیند که شرایط فعلی منجر به سقوطش میشود!

- میتواند تنها به سرکوب بیشتر بپردازد ودوباره بخواهد با کشتار وسرکوب مردم را سرجای خودشان بنشاند
- دوم میتواند یک جنگ را دامن بزند وبدین شکل بحران را پیچیده تر کند
برای مقابله با  سرکوب گسترده بایستی که جامعه آلترناتیو خود را پیدا کند . حتی اگر تمامی شرایط ذهنی تود ه ها آتش گرز هم باشد تا زمانی که سازمان یافته نباشد ، تا زمانی که آلترناتیو خود را نساخته باشد ویا از بیرون ایجاد نشود یک پایه شرایط ذهنی لنگ است و سرکوب چنین گرزهای آتشین هم برای رژیم ساده تر است
ورژیم بین دو شرایط بد وبدتر یعنی بین سقوط و جنگ خارجی این زیاد سخت نیست که فکر کرد کدام را انتخاب میکند ؟
پس قضیه به این سادگی نیست که حضرات فکر میکنند و با یک بحث خطی ساده پیچیدگی امر را درک نمیکنند شاید ایران عراق نباشد که نیست ولی پیچیدگیهای سیاسی و مسائل خاص دیگری دارد که دقیقا همان مسائل از بحث تحریم ها نمیتواند بطور اتوماتیک سقوط رژیم را در پی داشته باشد بلکه میتواند با توجه به شرایط وضعف و نداشتن یک آ لترناتیو در ذهن مردم واعتماد مردم دقیقا به حکومت خودش ادامه دهد . بعلاوه نباید فراموش کرد این تحریم ها بر خلاف قوانین بین المللی وبا دور زدن قوانین سازمان ملل وسازمان ملل وشورای امنیت ساخته شده توسط همان قدرتهای بزرگ در واقع انجام میگیرد و کشورهای بسیاری از بلوک غیر متعهد و همچنین چین و روسیه به مخالفت با سیاستهای غرب پرداخته اند که خود یک فرجه نفس کشی بهتری برای رژیم در مقایسه با عراق زمان صدام برای رژیم بوجود میاورد.

نتیجه برای سناریوی تحریم  : تحریم ها به ضعف کامل رژیم و قیام وسقوط بطور مکانیکی نمیانجامد بلکه روند به سوی یک بحران جنگی و  امکان  جنگ را محتمل تر  میکند، چرا که اگر قرار باشد تحریم ها رژیم را به سقوط بکشاند او بین دو انتخاب بد وبدتر که سقوط او باشد جنگ را انتخاب میکند که در هردوطرف طرفدارانی دارد یعنی هم در رژیم وهم در غرب ودر راس آن هیئت حاکمه آمریکا و رژیم اسرائیل

سناریو دوم: در ادامه تحریم ها ، یک جنگ اغاز میشود : وبازهم در اینجا باید از امکانات مختلف وسناریوهای مختلف صحبت کرد
- رژیم از نظر نظامی قادر به مقابله نیست
در این صورت - چه استراتزِی جنگی را آمریکا ومتحدینیش دنبا ل خواهند کرد: بمباران موضعی یعنی تاسیسات و مقر های نظامی رژیم :خوب در این صورت رزیم با دومساله روبروست باید متقابل به مثل میکند و چند موشکی رها میکند ولی نیروهای سرکوبش را با اعلام کردن حالت فوق العاده و حمله دشمن خارجی به حفظ وضعیت امنیتی رژیم مشغول میدارد و چون خیالش راحت است که نیروی زمینی از طرف دشمن خارجی به او وارد نمیشود پس با حفظ نیروهای سرکوبگر ونظامی خود به سرکوب داخل در مقابل با هر  حرکتی میپردازد که این را مثلا در عراق در حمله اولیه عراق به کویت وبعد حمله متحدینش به صدام در جنگ اول علیه عراق شاهد بودیم که صدام حسین به سرکوب داخل مشغول شد چون خیالش راحت بود که نیروی زمینی وارد  نمیشود .و تنها در جنگ دوم که نیرو وارد شد در واقع صدام سقوط کرد
- آیا امکان ورود نیروی زمینی گسترده وجود دارد ؟
به نظر نمیرسد که با توجه به بزرگی ایران که به گفته کارشناسان نیاز به پانصد هزار تا یک میلیون نیروی نظامی برای اشغال کل ایران لازم است برای قدرتهای بزرگ امکان پذیر باشد . پس میماند که بوسیله نیروهای نظامی محلی مانند کوموله ، جند الله ، مجاهدین خلق را از گوشه ای وارد صحنه کرد که بازهم این نیروها انقدر گسترده نمیباشند که بتوانند مانند لیبی به طرف سقوط رژیم حرکت کنند و نهایتا حتی اگر سناریوی لیبی برای ایران هم همراه با بمباران شدید به حمایت از این نیروهای وابسته باشد باز درگیر یک جنگ داخلی گسترده تر خواهد بود

نتیچه گیری از بحث : نه  جنگ ونه تحریم هیچکدام به صورت یک "جنبش گرم" نخواهد انجامید که بعضی در خیالات و اوهامات خود بدنبال آن میباشند بلکه در عمل به نابودی و  جنگ داخلی و یک سناریوی سیاه تبدیل میشود و خیالات و اوهامات که با فشار تحریم و جنگ بتوان به آزادی رسید تنها یک دروغ بزرگ است واز طرف دیگر این ها حتما منجر به یک حرکت ویک جنبش نخواهد شد بلکه دقیقا ترمز کننده  "آتش زیر خاکستر " خشم توده ها میباشند هم  تحریم و هم جنگ مساله اصلی مردم ایران یعنی جنگ با این رژیم را از صحنه سیاسی ایران حذف میکند وبجای آن جنگ ارتجاعی و  تحریم را قرار میدهد که در پیش مقدمه رژیم ایران از ان استفاده میکند ودرصورت شدیدتر شدن آن نیز تنور جنگ را داغ تر میکند که با شروع جنگ تنها یک سناریو سیاه در پیش است وبس وهرگونه خیالبافی اگر فکر احمقانه نباشد یک فریبکاری و جنایتکاری است وکسانی که  بستر ی با تحریم ها برای "گرم "شدن جنبش ها را مطرح میکنند در جهت مشروعیت بخشیدن به این جنایت یعنی تحریم ها و کشاند وحمایت از این تحریم ها به سوی سناریوی جنگ میباشند.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر