بانوی اول مقاومت مسلحانه! که نه سال پیش به زور و اجبار بمب افکن ها و
زرهی های آمریکایی که اشرف را از هوا و زمین به محاصرۀ خود در آورده بودند
تن به خلع سلاح داد و باز هم به مدت یکسال اشرفیان را نوید می داد که بزودی
آمریکا سلاح ها را بازمی گرداند و «حتا سلاحهای پیشرفته تر آمریکایی» در
اختیارمان قرار می دهد!، در این دوران به جایی رسیده که جنگ مسلحانه را از
غربی ها گدایی می کند و با صرف هزینه های نجومی که به حلقوم سیاستمداران و
نظامیان تاریخ گذشته می ریزد، مفلوکانه خواهان به رسمیت شناختن مقاومت (نام
مستعار مسعود رجوی) از سوی آنان است و اینکه برای خواسته هایش تره خورد
کنند!
مریم قجرعضدانلو که 17 سال است لقب رئیس جمهور برگزیده (اهدایی مقام مطلقۀ
ولایت یعنی مسعود رجوی) را یدک می کشد، بلافاصله بعد از تصویب تحریم نفتی
توسط اتحادیۀ اروپا، شدیداً به وجد آمد و با استقبال از تحریم ها که حتا
سیاستمداران غربی هم معتقدند فشارهای آن مستقیم بر مردم ایران فرود خواهد
آمد، با خوشحالی وصف ناپذیری اعلام نمود که 5 ماه فرصت برای شروع تحریمها
خیلی زیاد است:
(((به
دنبال تصميم شورای وزيران اتحاديه اروپا مبنی بر اعمال تحريمهای نفتی عليه
رژيم ملايان، خانم مريم رجوی، رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت ايران،
گفت: مقاومت ايران از تصميم امروز شورای وزيران استقبال می کند و خواستار
اعمال فوری و بلادرنگ اين تحريمها است. مقاومت ايران بيش از
۲دهه
است که به اعمال تحريمهای همه جانبه نفتی و مالی ديکتاتوری دينی و تروريستی
حاکم بر ايران فراخوان داده است. وی افزود: در حالی که رژيم آخوندی با تمام
قوا تلاش می کند به سلاح اتمی دست يابد، شروع اين تحريمها از
۵ماه
ديگر فرصت بسيار زيادی در اختيار اين رژيم قرار می دهد که به طرحهای شومش
جامه عمل بپوشاند.
تحريمهای همه جانبه و اعمال فوری آنها، يک جزء ضروری و غيرقابل صرفنظر کردن
برای متوقف کردن پروژه تسليحاتی اتمی رژيم آخوندی است و بايد هر چه سريع تر
تکميل شود. اما در شرايطی که نرمش جامعه بين المللی در سالهای گذشته اين
رژيم را به بمب اتمی بسيار نزديک کرده است، تحريمها پاسخ نهايی پروژه اتمی
اين رژيم نيست. راه حل نهايی تغيير رژيم آخوندی است که دست يابی به بمب
اتمی بخشی از استراتژی اش برای بقاست و هرگز از آن دست نمی کشد. لذا
تحريمها در صورتی مؤثر است که با حمايت از مبارزه مردم ايران برای تغيير
رژيم همراه باشد.)))

رئیس جمهور مریم که به حراج گذاشتن وطن سابق خود را در سالیان گذشته مبدل
به حرفۀ خود نموده و مدام از مردم ایران هزینه می کند تا بهترین خریدار را
برای ایران از بین اسرائیل و آمریکا و عربستان و عراق و اروپا پیدا کند، به
شکل بیمارگونه ای که ناشی از حسرت عدم دستیابی به قدرت است، از سیاستمداران
اروپایی درخواست نمود که به جای تحریم کردن به دنبال «سرنگونی» حکومت ایران
باشند!.
از خواسته های همیشگی خیانت بار این بانوی حسرت به دل (با بهانۀ سرنگونی
رژیم) که بگذریم، چند نکتۀ قابل تأمل در گفته های ایشان به چشم می خورد:
1-مریم
در زمانی «سرنگونی» را از اربابان بی مروت دنیا طلب می کند که خود و شوهرش
طی سالیان گذشته به طرز ناشیانه ای اشرف را «کانون استراتژیک جهان» و خود
را «تنها آلترناتیو دمکراتیک» رژیم معرفی کرده و در سی سال گذشته چندین بار
بحث سرنگونی را مطرح نموده اند با این عنوان که مرحلۀ کنونی «مرحلۀ
سرنگونی» است و بزودی رژیم بدست مجاهدین سرنگون خواهد شد. جهت یادآوری
هموطنان، اولین بار در سال 1360 بود که سازمان اعلام نمود رژیم تا 6 ماه
دیگر سقوط خواهد کرد... در سال 1364 پس از جریان انقلاب ایدئولوژیک و مانور
قوای رزمی مجاهدین در کردستان عراق دوباره سازمان اعلام نمود رژیم تا دو
سال دیگر سرنگون خواهد شد... در گام بعدی، پس از استقرار رهبری مجاهدین در
عراق، باز هم سازمان اعلام کرد مقاومت وارد مرحلۀ سرنگونی شده است و بیشتر
از دوسال هم وقت ندارد وگرنه خواهد سوخت چون در عراق مستقر است... در سال
1375 هنگام بازگشت مریم از اروپا به عراق، مسعود رجوی در پاسخ به سوآل
خبرنگار عراقی چنین اعلام کرد که رژیم بزودی سرنگون خواهد شد... در گام
بعدی، پس از محاکمۀ عبدالله نوری در سال 1378، باز مطرح شد که رژیم وارد
مرحلۀ سرنگونی شده است... و این سرنگونی همچنان ادامه داشت تا امروز که
مریم آنرا از اتحادیۀ اروپا طلب می کند!!!!
اما براستی اگر «ارتش مریم» چنین قدرتی برای سرنگونی را بالقوه دارا بوده
است، اینهمه درخواستهای حقیرانه و مشمئزکننده از غرب برای جنگ با ایران و
سرنگونی رژیم از کجا ناشی می شود؟
2-اینکه
وی با عجله در پی سرعت بخشیدن به روند تحریمها است بی علت نیست، مریم رجوی
با بازیهای مختلفی که در راستای سنگ اندازی جلوی مسیر تخلیه اشرف انجام
داد، توانست یک فرصت 4 ماهۀ دیگر برای طول عمر زندان اشرف بدست آورد. وی هم
اکنون به گفتۀ مسعود رجوی، فرماندهی عملیات «کارزار آزادی شماره 1» را بدست
گرفته است، عملیاتی که قرار است با هدف ابقای اشرف به هر شکل ممکن در جای
فعلی و در نهایت جای دیگری درون عراق باشد.
قبلاً جداشدگان از مجاهدین علل مختلف اینهمه اصرار بر ماندگاری اشرف را شرح
داده بودند، یکی از این علل وقت کشی برای به جنگ کشاندن جامعه بین المللی
با ایران است، چرا که رجوی به خوبی می داند تنها راه برای نجات فرقه ایجاد
یک بحران بزرگ نظامی در منطقه است تا بتواند «با کمک بیگانگان» از فضای آتش
و دود موجود در راستای بدست گرفتن قدرت استفاده جوید... در حال حاضر وی
چهار ماه بیشتر وقت ندارد (هرچند باز هم مشغول زد و بند و شیادی و معامله
است تا هرچقدر ممکن باشد فرصت بیشتری بخرد). در این چهار ماه هرچقدر امکان
داشته باشد بایستی مسیر جنگ را باز و یا هموار نماید (همانطور که در دوران
صدام به هر دری می زند تا صدام را به جنگ دوباره با ایران ترغیب کند و با
انواع عملیاتهای تروریستی در داخل ایران به چنین فضایی دامن می زد)، الان
هم به هر دری می زند تا فضای جنگ و دود و آتش را احیاء کند... به همین
خاطر، فرصت 5 ماهه برای شروع تحریمها چاره ساز نیاز مریم نیست و سرعت دادن
به آن لازمۀ این محدودیت زمانی است. اما به گفتۀ خودش تحریم هم کافی نیست و
غرب باید به فکر سرنگونی باشد.
در این راستا، چه بهتر که همین الان قبل از اینکه مهلت چهارماهۀ بقای زندان
اشرف به پایان برسد گامهای سرنگونی رژیم (و به قدرت رساندن فرقۀ رجوی
همانند شورشیان بنیادگرا در لیبی و یا طالبان در افغانستان و نمونه های
مشابه) برداشته شود!. این مهمترین هدف مریم از طرح چنین خواسته هایی است.
3-انگشت
گذاشتن روی مبحث «پروژه اتمی» چیزی نیست جز همسویی با کشورهای غربی برای
بدست آوردن اعتماد هرچه بیشتر که سالهای طولانی است از آن بهره گرفته
اند... طبیعی است که برای مریم رجوی تنها چیزی که اهمیت دارد بدست آوردن
قدرت است و پیشرفتهای علمی برای وی ارزشی نداشته و نخواهد داشت. از کسی که
به مدت 25 سال هزاران نفر از نیروهای خودش را در داخل اشرف از حداقل اخبار
و اطلاعات علمی و فرهنگی و... بدور نگه داشته است، نباید انتظار داشت برای
دیگر مردمان سرزمین سابق اش پیشرفتهای علمی را طلب کند. به همین خاطر تا می
تواند با خوشرقصی و پابوسی تلاش می کند رضایت اربابان فعلی و سابق را جلب
کند و خود را تمام عیار در آغوش آنان بیندازد تا گوشۀ چشمی هم به او
کنند...
اما ورای این خیانتکاریهای مستمر باید به ایشان گفت دیگر خیلی دیر شده است
و کسی روی اسب مرده شرط بندی نخواهد کرد و شما همانطور که به قول آقای محمد
کرمی به «گندم ری» نرسیدید و از «خرمای بغداد» هم محروم ماندید، از این پس
باید قید «شکلاتهای فرانسوی» را هم بزنید. مردم ایران که مدتهاست شما را به
زباله دان خیانتکاری و جنایتکاری انداخته اند، از آمارهای نجومی ساختگی چند
میلیونی مردم عراق هم که دیگر خبری نیست و همان مردم هم نشان دادند که اگر
زمان مناسب برسد کل قرارگاههای شما را تاراج خواهند کرد (همانطور که در
جریان اشغال عراق و روز روشن به اشرف ریخته بودند و امکانات آنجا را به
غنیمت می گرفتند و دیگر قرارگاههای شما را هم تاراج نمودند). و الان باید
به فکر بدست آوردن دل همان شهرداران پاریس باشید که شاید شما را تحت پوشش
خود بگیرند و دعوت به خوردن شیرینی یک مقام رسمی در فرانسه نمایند، امری که
بی شک مثل گذشته محقق نخواهد شد و فرانسویان نیز هرگز مردم آزادیخواه ایران
را رها نمی کنند تا به خیانتکاران رأی اعتماد دهند و حمایت آنان از جنبش
آزادیخواهی مردم ایران و حامیان آنها در فرانسه طی دو سال و نیم گذشته نشان
داد که آنان نیز انتخاب خود را کرده اند و به سنگوارۀ ایدئولوژیکی-سیاسی
فرقۀ رجوی دل نبسته اند.
حامد صرافپور
26 ژانویه 2012
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر