طمع و حرص ناشی از روابط اقتصادی اجتماعی استثماری است که اخلاق ورفتار انسانی را در چهارچوب این روابط را تعیین میکند. یکی از دوستان من با هیجان زیاد به من تلفن میزند :دختر سیزده ساله اش در اینترنت برروی یک تبلیغات کلیک کرده است که برروی آن این تبلیغ شده بود ":شما یک آی پاد برنده شده اید" و خواستار این شده بود که دختر سیزده ساله او شماره تلفن موبیل خود را بدهد کاری که او کرده بود و بلافاصله پنج یورو برروی حساب تلفن دستی اش ویک کد که در این بازی میتواند شرکت کند و هر هفته این پنج یورو برروی هزینه ماهیانه تلفن دستی اش میاید. یعنی در ماه بیست یورو! باری آی پادی که هیهچکس از آن یک نشانه واقعی هم ند ارد. پس از کنکاش در ابتدا به یک شرکت واسطه برخورد کردیم که اسمش "گو پی "بود که حد اقل ثبت شده بود وآدرس مشخصی داشت . در انجا میتوانستیم حد اقل مشگل را بنویسیم که این قرار داد بهیچ روی قانونی نیست چون طرف معامله از نظر قانونی امکان بستن یک قرار داد را ندارد. والبته بهرروی با تلفن های زیاد و ایمیل های زیاد که رد وبدل کردیم توانستیم در قدم اول این را غیر فعال کنیم . البته در این میان در جنگل قانون سرمایه داری تنها سود است که مرکز ثقل قرار دارد واز هر کلک و ترفندی برای خالی کردن جیب مصرف کنندگان خود استفاده میکنند.
ولی چرا ما میگذاریم که بدوشنمان ؟بر اساس طمع است میلیونها ، میلیونها یورو مثلا در بازی اعانه ای شرکت میکنند که بردن در آن مثلا در آلمان یک به چهارده میلیون است شانس وجود دارد که بتوان از چهل ونه عدد هفت رقم را بدرستی پیش بینی کرد ودرهرگوشه اینترنت وتبلیغات به ما میگویند که ما "صرفه جویی "میکنیم اگر این را بخریم ویا آنرا ویا اینکه با هزاران ترفند ما را به کلیک کردن وادار میکنند وچرا ما باز به دام میافتیم :طمع و حرص که ناشی از اخلاق جامعه مصرفی سرمایه داری است وناشی از روابط استثماری وتربیت در ان است که قدمت هزارن ساله دارد باعث میشود که کلیک شود تا برنده شود و این قانون ساده در سرمایه داری را طماعان نمیدانند که روابط سرمایه داری کسی به کسی چیز ی مفت نمیدهد وو عده اش را هم نمیدهد مگر اینکه در قبل آن سود بیشتری ببرد ولی طمع که زاییده این روابط وتربیت در این روابط است مانع از ان میشود که انسان مصرفی بر طمع خود غالب شود و باز کلیک میکند تا برنده شود. البته در این میان شرکتهای مختلف تا خود دولت سرمایه داری سود میبرند. برای همین نمونه بالا پنج یورو
یک اول شرکت کلاه بردار که چنین تبلیغی دروغی را تبلیغ میکند
دوم شرکت گو پی که چنین روندی و پروسه پرداختی را ترتیب میدهد
سوم شرکت تلفن که هم دستمزد این که در حساب هزینه ماهیانه این را حساب میکند
چهارم هم دولت آلمان که مالیات ان را میگیرد
و پنجم هم شرکتهایی مانند فیس بوک که امکان چنین شرکت کلاهبرداری را بصورت تبلیغاتی فراهم میاورند و در نتیجه میلیاردی سود میبرد و ارزشش در بورس سهام به صد میلیارد میرسد
وچه کسی بره ا ی طمع کار تربیت شده است که از این کلاه سرش رفته است :من وشما .
یک اول شرکت کلاه بردار که چنین تبلیغی دروغی را تبلیغ میکند
دوم شرکت گو پی که چنین روندی و پروسه پرداختی را ترتیب میدهد
سوم شرکت تلفن که هم دستمزد این که در حساب هزینه ماهیانه این را حساب میکند
چهارم هم دولت آلمان که مالیات ان را میگیرد
و پنجم هم شرکتهایی مانند فیس بوک که امکان چنین شرکت کلاهبرداری را بصورت تبلیغاتی فراهم میاورند و در نتیجه میلیاردی سود میبرد و ارزشش در بورس سهام به صد میلیارد میرسد
وچه کسی بره ا ی طمع کار تربیت شده است که از این کلاه سرش رفته است :من وشما .

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر