روت فوکس ناشر افکار کمونیست ها و سوسیالیست های آلمان
گرچه وضعیت در سوریه و پیرامون آن در قیاس با وضعیت لیبی ،
درست قبل از حمله ناتو تفاوت دارد ولی هدف های استراتژیک غرب در سوریه تا
حدود زیادی با اهداف استراتژیک آن در لیبی یکسان است : در هر دو مورد قدرت
های تعیین کننده در ناتو همپیمان با اسرائیل و رژیم های واپسگرای عرب یک
هدف را دنبال می کنند که عبارتست از برکنار کردن رهبری سیاسی کشوری که
حاضر به اطاعت از امپریالیسم نیست. پس از کشتن قذافی به این یا آن صورت
حالا بدخواهان سوریه سر بشارالاسد را می طلبند.
هنگامی که به تاریخ پرنشیب و فراز سوریه نگاه می افکنیم ، می
بینیم که آن قدرت های همدست که به اتحاد نامقدس معروفند، خواستار
راندن این کشور به صف اقمار سرسپرده غرب هستند. تردیدی نیست که محفل
صهیونیستی حاکم بر اسرائیل، که در جنگ شش روزه ۱۹۶۷ ارتفاعات گلان را از
سوریه جدا و غصب کرد، در توطئه امروز هم نقش اساسی دارد. از سال ۱۹۴۶ که
سوریه از بند اشغال فرانسه رها شد همواره تنازعات و تشنجات داخلی ثبات
این کشور عربی را مختل کرده است. دلائل آن به دو دسته تقسیم می شوند :
تاریخی و امروزی.
از قرن شانزدهم تا جنگ جهانی اول سوریه بخشی از امپراتوری
عثمانی بود. طی این چهارصد سال حکومت در دست طبقه حاکم فئودال و سنی مذهب
بود . اکثریت ساکنان آن روز این کشور نیز چون امروز سنی بودند .
پیروان مذاهب دیگر اعمم از شیعیان علوی، دوروزیها و مسیحیان اقلیت هائی
بودند که وحشیانه سرکوب می شدند.
در آنزمان منطقه سوریه بزرگ لبنان، فلسطین،اردن و حتی بخشی از
حاک ترکیه را نیز در برمی گرفت. پس از جنگ جهانی اول سوریه تحت کنترل
فرانسه در آمد. اقلیت هائی که تا آنزمان تحت ستم بودند نیز از این پس امکان
آموختن و ترقی یافتند از جمله در ارتش. پاریس که امتیاز اداره سوریه بزرگ
را داشت این منطقه را به دو بخش سوریه و لبنان تقسیم کرد. پس از جنگ جهانی
دوم هر یک از این یخش ها تبدیل به یک کشور مستقل شدند.
در آن زمان حزب سوسیالیستی بعث آغاز به شکل یافتن کرد. در
میان بعثی ها از همان آغاز دو جریان بوجود آمد. تاکید بخش شهرنشین و
روشنفکر بر ناسیونالیسم عربی بود. هواداران بعث در روستاها بیشتر خواستار
تغییرات اجتماعی بسود ستم کشان و اصلاحات ارضی بودند. در درجه اول شیعیان
علوی هوادار این مشی بودند، که رئیس جمهور کنونی سوریه بشار الاسد نیز از
اینهاست.
در سال ۱۹۶۳ حزب بعث که مسئولیت های مهم ارتشی را تحت کنترل
خود درآورده بود زمام قدرت سیاسی را در سوریه بدست گرفت. در آنزمان، به
پیروی از جمال عبد الناصر در مصر، فعالیت دیگراحزاب سیاسی در سوریه ممنوع
شد.
در سال ۱۹۷۰ حافظ الاسد ژنرال نیروی هوائی ــ پدر رئیس جمهور
کنونی ـ زمام قدرت را بدست گرفت. او به تغییرات اجتماعی روی موافق نشان
داد. در سال ۱۹۷۳ قدرت را به ” جبهه ” واگذار کرد که ترکیبی بود از احزاب
مختلف کشور از جمله حزب کمونیست و هوادران ناصر تحت رهبری بعثی ها.
حافظ اسد از زمین داران بزرگ سلب قدرت کرد. نظامی لائیک
برقرار کرد که به هیچ مذهبی وابسته نباشد. به این صورت ترکیبی بوجود آمد از
سه مشی ضد امپریالیستی، ناسیونالیستی و سرمایه داری.
از سال ۱۹۷۵ پای سوریه به یک جنگ خونین داخلی میان گروها و
فرقه های مذهبی گوناگون در کشور همسایه لبنان کشانده شد. ۱۹۸۲ اخوان
المسلمین در مخالفت با اقدامات ملی و پیشرو کشور در شهر بزرگ حما پس از
چند ترور دست به شورش زد. در جنگی که ارتش برای پس گرفتن شهر از دست
شورشیان کرد ۱۰ هزار نفر کشته شدند.
از آغاز تابستان ۲۰۱۱ مخالفان داخلی و خارجی بشار اسدبه
پشتیبانی بخشی از اهالی سنی کشور که بشدت زیر نفوذ اخوان المسلمین قرار
دارند از هیچ تلاشی برای سرنگون کردن رهبری شیعی کشور خود داری نمی کنند.
در اینجا نیز مانند لیبی برخی از افراد سرشناس دولتی به گروههای مخالف
دولت که از سازمانهای اطلاعاتی امپریالیستی پول و اسلحه می گیرند،
پیوسته اند، از جمله رفعت اسد عموی بشار الاسد که خود در سال ۱۹۸۲ سبب شد
تا ارتش دست به کشتار وسیع در حما بزند، امروز فرمانده ” شورشیانی” است
که “غرب ” یعنی چند کشور عضو ناتو و اسرئیل بنام ” آرتش آزاد سوریه ” به
راه انداخته اند. مرد دوم در این ستون پنجم امپریالیسم عبدالحمید خدام است
که پیروان قدیمی اسد است.او پیش از آن که از کار برکنار شود و به ترکیه
فرار کند از سال ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۵ معاون رئیس جهمور بود، او نیز در این بازی پر
دسیسه علیه اسد نقشی اساسی بازی می کند.
تردیدی نیست که کارگردان حرکات ضد سوریه کیست. دستگاه حکومتی
آمریکا در پی اجرای نقشه هائی است که اهداف آن بسیار فراتر از ساقط کردن
اسد است. هدف تغییر رژیم در سوریه است که خود این مقدمه ایست برای برداشتن
گامهای دیگر و آن : حمله به ایران است که نقشه آن از مدت ها پیش کشیده شده و
بیم آن می رود که در سال ۲۰۱۲ به اجرا در آید. گرچه رهبری ایران ــ مانند
رژیم بعثی صدام حسین در عراق ــ نیروهای چپ و دموکرات را سبعانه زیر فشار
قرار می دهد ولی در برابر امپریالیسم نیز ایستاده است. با حمله به ایران
روسیه و چین نیز به میدان خواهند آمد و این می تواند به جنگ سوم جهانی
بیانجامد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر