لنین در نقل قول از یک جامعه شناس فرانسوی میگوید که "جنگ ادامه سیاست است "و لی کدام سیاست ؟ودقیقا پاسخ دا دن به این سوال است که ماهیت جنگ ها را مشخص میکند. جواب به این سوال که چه کسانی با چه انگیزه طبقاتی اقدام به جنگ مینمایند و اینکه چه میخواهند بدست آورند.
با چنین دیدگاهی اگر امروز به مساله جنگ و انقلاب در عصر ما در ایران بیاندازیم مبرمترین پاسخ به شرایط فعلی در گرو توضیح مساله جنگ و انقلاب در شرایط فعلی ایران است ؟
شرایط انقلابی ؟
در ابتدا باید به این مساله میپردازیم که آیا در ایران شرایط انقلابی وجود دارد علی رغم وضعیت "انفجاری "که بطو ر اتفاق بسیاری از نیروها به آن اشاره دارند از جمله نویسنده این نوشتار . آیا هر نقطه انفجاری خود به خود به ا نفجار میانجامد و هر انفجاری به انقلاب مردمی برای زحمتکشان خواهد رسید؟
آیا وضعیت اجتماعی سیاسی ایران انفجاری است ؟با یک نگاه به شرایط فعلی ایران که ناشی از حاکمیت سی سال نظام بورژوازی کمپرادور ملاهاوقبلا شاه بوده است وبا تناقض ها وتضادهایی در درون نظام سرمایه داری جهانی که منجر به گسترش جنگهای امپریالیستی ورشد تناقضات وبحرانها در درون سیستم سرمایه داری جهانی که انعکاس آن در اشغالگری و جنگ های امپریالیستی وبحران های منطقه ای میباشد وا نعکاس دیکتاتوری ملاها همراه با بحران در ساختار سرمایه داری کمپرادور ایران وسرکوب کارگران وزحمتکشان آزادی خواه برای رسیدن به خواسته هایشان و فشار اقتصادی وتحریم وخطر جنگ همه وهمه منجر به ایجاد یک شرایط انفجاری در جامعه شده است که پایه های مادی یک تغییر ودگرگونی را تشکیل میدهد ومیتواند تشکیل دهد .
ولی این یک طرف واقعیت است . همانطور که این جمله معروف وجوددارد که شرایط انقلابی شرایطی است که پایه های مادی و ذهنی آن وجود داشته باشد . شرایط ذهنی نیز بر دو اساس است رشد آگاهی طبقاتی در طبقه تغییر دهنده و خود اگاه شدن برای سازماندهی و تشکیلات برای دگرگونی است وتشکیل الترناتیو . یعنی ایجاد شرایط ذهنی برای دگرگونی وانقلابی تنها وضعیت انفجاری درجامعه برایش کافی نیست حتی وجود ذهن آگاه هم به تنهایی و بصورت ذهنی برای یک دگرگونی انقلابی مردمی کافی نمیباشد بلکه سازماندهی و آلترناتیو این نقطه ای است که شرایط را برای دگرگونی انقلابی به نفع مردم زحمتکش فراهم میسازد :در شرایط فعلی دو مولفه خود اگاهی طبقاتی برای پیش برد یک مبارزه طبقاتی وخود سازماندهی برای ایجاد یک سازمان الترناتیو مورد قبول زحمتکشان در این میدان وجود ندارد ویا بسیار ضعیف میباشد وعملا این نقطه خطری است که در قیامهای مردمی مصر وتونس مورد بهره برداری سرمایه داری جهانی و امپریالیستی قرار گرفت و توانستند که این قیامها را به بیراهه هدایت نمایند.
در مورد ایران هم نیز همینگونه است یعنی عدم وجود شرایط کامل ذهنی که شامل خود ا گاهی طبقاتی وسازماندهی وساخت آلترناتیو میدان را برای نیروهای بورژوازی فراهم کرده است که برای عقب زدن جنگ مردمی علیه طبقات حاکم جهانی وامپریالیستی و ارتجاع جمهوری اسلامی به جنگ امپریالیستی ارتجاعی دامن میزنند تا بتوانند با قدرت جنگ امپریالیستی به سرکوب جنبش مردمی زحمتکشان بپردازند وبجای ملاها بورژوازی در آ ب نمک خوابانده شده و آ داپته تر با سیاستهای امپریالیستی را بنام "اپوزیسیون ایرانی "به مردم زحمتکش حقنه نمایند و تحمیل کنند.
ودر اینجاست که مساله انقلاب توده ای مردمی زحمتکشان با مساله پیشگیری از جنگ گره میخورد وا نگیزه های طبقاتی برای پیشبرد یک جنگ مداخله گرانه امپریالیستی بنام "دخالت بشردوستانه "مانند آنچه که در لیبی ، سوریه دیده ایم در رابطه با ایران نیز وجوددارد که باید به شدت از وقوع چنین جنگی امپریالیستی ارتجاعی جلوگیری کرد.
خیالهای خامی که عنوان میکنند که از این "تضادها "باید ا ستفاده کرد . این حرف زمانی درست است که شرایط آلترناتیو مردمی گونه ای باشد که بطور قدرت مند به عنوان یک پارامتر دگرگون کننده در میدان حضور موثر و عملی داشته باشد وچون عملا بخش مولفه های ذهنی سازماندهی و الترناتیو وجود خارجی ندارد این نقطه کور ی است که میدان را برای مانور جنگ به عنوان یک سناریوی سیاه مورد قبول بورژوزای جهانی و مزدوران ایرانی اش از یک طرف و حاکمین اسلامی بخاطر حفظ قدرت و جواب به بحرانهای گریبانگیر وخفه کننده آماده میکند. برای اینکه جنبش مردمی به عقب رانده نشود بایستی که از سناریوی سیاه جنگی که از طرف بخشی از رژیم وهمچنین سرمایه داری جهانی و امپریالیسم جهانی و ماموران ایرانی اش در اپوزیسیون بورژوایی جلوگیری کرد و این کار نیز ممکن نیست مگر اینکه در کشورهای امپریالیستی به بسیج توده های کارگر وزحمتکش این کشورها علیه جنگ پرداخت و فشار را در چندین کشور امپریالیستی همزمان وارد کرد که تا انجا که ممکن است از این جنگ وسناریوی سیاه برای نابودی جنبش های مردمی ایران ومنطقه جلوگیری کرد . پیوند خوردن با جنبش های کارگری وزحمتکشان همراه با جنبش صلح بالاترین وظیفه نیروهای مترقی در زمان فعلی است که ناقوس جنگ از طرف امپریالیستها ونیروهای مزدور انها در اپوزیسیون ایرانی از یک طرف و از طرف راس حاکمیت ولی فقیه برای برون رفت از بحران به ان دامن زده میشود.فرودامدن اولین بمب یعنی باخت توده های مردمی زحمتکش ایران وجنبش آزادی خواهانه وعدالت جویانه آنها.برای جلا دادن وا یجاد جنگ مردم زحمتکش برای رهایی و برابری چاره ای جز در قدم اول جلوگیری از یک جنگ ارتجاعی وامپریالیستی علیه منافع جنبش زحمتکشان نیست .
مرگ بر جنگ امپریالیستی ارتجاعی ، زنده باد جنبش صلح و جنگ آزادی خواهی وعدالت خواهانه توده های زحمتکش علیه امپریالیسم وارتجاع جمهوری اسلامی
ن. هدایت ، ششم فوریه

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر