-با تشکر از شما میتوانید بفرمایید این جوی که اکنون بربازار ارزی ایران حاکم است از کجا ناشی میشود؟
ج-با تشکرمتقابل از شما ! باید این را در نظر گرفت که هرچند رژیم ایران در سالهای اخیر تحت بایکوت رو به شدت بوده است و لی از نظری وابسته به سیستم سرمایه داری جهانی است که دچا ربحران عظیم قرن میباشد واین بحران بر ضعیف ترین زنجیره های آن نیز تاثیر خود را میگذارد. مساله بعدی نزاع سیاسی رژیم ایران با طرفهای دولتهای غربی بر سر برنامه هسته ای رژیم است که منجر به فشارهای سیاسی وا قتصادی همراه با بایکوت ودر این روزها نیز تحریم بانک مرکزی توسط امریکا میباشد که این روند را بیشتر وبیشتر افزایش داده است بعلاوه سیاستهای رژیم از جمله باصطلاح دولت احمدی نژاد که در واقع با داشتن صدها میلیارددلار آنرا در جهت نظامی گری و فساد مالی در سطوح بالای رژیم هزینه کرده است
س- به نظر شما آیا رژیم ایران راه برون رفتی از این روند نزول ارزی پول ایران دارد؟
ج- با بحرانی که رژیم در درونش درواقع قرار دارد ودرآن غرق است و با تشدید تحریمهای اقتصادی و همچنین افسار گسیختگی نظامیان در رده های مختلف نظامی مانند سپاه که در آمدهای نفتی دلاری زیادی را بخو د اختصاص داده است و همچنین الیگارشی مالی ولایت فقیه وساختار حکومتی که درواقع بیشترین تمرکز ثروت را در کاست طبقاتی خود دارد امکان برون رفت از این بحران برای رژیم ممکن نیست و روند رو به رشد آن به سوی یک فروپاشی کامل رژیم درجریان است
س-ایا بحران زایی بیشتر رژیم و مبارزه طلبی اش در سطح بین المللی مثلا مانند بستن تنگه هرمز ومانور نظامی در این روزها در همین رابطه است ؟
ج- شما باید این را در نظر داشته با شید که طناب اکنون به گردن رژیم سالهاست افتاده است و آمریکا ومتحدینش یک روندی را در مقابل رژیم پیش گرفته اند که درمقابل عراق در زمان صدام پیش گرفتند یعنی ضعف بنیه ا قتصادی رژیم و کشیدن این طناب تا ضعف کامل که مجبور به عکس العمل شود واکنون رژیم دست به دومانور زده است یعنی از یک طرف با طرح کردن بستن تنگه هرمز در واقع خواست که آمریکا ومتحدینش را تهدید کند که نتوانست و مذاکراتی هم برای تهدید به عربستان فرستاد و امریکا البته با مقداری ملایمت طرح تحریم نفتی و بانک مرکزی رژیم را به پیش بردند. رژیم از این طرف سعی میکرد با تیر مانور و همچنین تهدید بستن تنگه هرمز حد اقل به ملایم کردن برخورد های اروپایی برسد وهمزمان نیز پیشنهاد مذاکرات بر سر مساله هسته ای را به اروپاییان داد که میدانست هنوز به یک تصمیم مشخص در این رابطه به دلیل وضعیت بحران اقتصادی که دارند نرسیده و در واقع از نقطه ضعف اقتصادی اروپا خواست که دراین رابطه استافده کند که البته اروپا هم بخاطر شرایط اقتصادی بدی که در آن گرفتار است وکشورهای عضوش مانند یونان و ایتالیا و اسپانیا به نفت ایران وابستگی دارند در این زمینه احتیاط را پیش گرفته است هرچند التیماتوم داده است که تا اخر این ماه در رابطه با تحریم نفتی با ایران نیز تصمیم گیری میکند. رژیم در واقع تنها در این رابطه یک تهدید لفظی کرد و مانوروهیاهو در این زمینه هم بیشتر طرفهای رسانه ای غرب نمودند تا بتوانند در این رابطه زمینه های تبلیغاتی برای حرکت های بعدی را فراهم کنند
.
س-جنگ چی؟
ج-اگر منظورتان امکان جنگ ودرگیری باشد باید دانست که شاید در زمان پیش از انتخابات امریکا تمایلی به جنگ نداشته باشد ویا برعکس اوباما برای اینکه بتواند سرزنشهای رقبای انتخاباتی اش را بدهد که او را متهم به ضعف مینمایند و بر سرمساله ایران مانور انتخاباتی میدهند ، به یک حمله نظامی علیه ایران دست بزند. ولی نباید فراموش کرد که در دور دوم انتخابات بوش نیز چنین حدسهایی زده میشد و نه انروز بوش ونه امروز اوباما امکان چنین عکس العمل هایی برای قدرت نمایی مانند مثلا زمانی که کلینتون چند موشک به افغانستان پرت کرد را ندارد و امکان وتوانایی سیاسی و اقتصادی یک درگیری جنگی گسترده ومحدود با یک دورنمای نا معلوم نیز در این روند نیز به آمریکا کمک کننده نیست
.
س-ولی این روزها زیاد بر سر این مساله بحث میشود و کارشناسان در این رابطه پیش بینی هایی نیز نموده اند مثلا حتی گورباچف سخن از جنگ جهانی سوم در صورت حمله به ایران میزند؟
ج- بله !باید این را دانست که تصمیم های سیاسی ونظامی میتواند با شرایط روز تغییر پید ا کند ولی در روند امروزی به نظر من به یک حمله به ایران در شرایط فعلی احتمالش ضعیف است
س-پس این همه جوسازی برای چیست، بازی است ؟
ج-بخشی بهر حال سود به جیب کنسرنهای بزرگ تسلیحاتی که این روزها از فروش سلاح به اعراب شاهد هستیم میرودو بخشی هم بهر حال فشار های واقعی به رژیم است
س- به چه منظور ی این فشارها ا نجام میگیرد؟
ج- سناریوی عراق
!
س- ولی شما گفتید که احتمال جنگ ضعیف است؟
ج-بله ، ا حتمال جنگ ضعیف در شرایط زمانی این لحظه است ولی با کوچکترین تغییر استراتژی و اینکه ما نمیدانیم که در پشت پرده چه میگذرد میتواند همین مانورهای ساده نظامی رژیم در خلیج فارس به یک درگیری نظامی بیانجامد و اینکه هنوز در حالی که رژیم به رجز خوانی پرداخته است و شاخ وشانه میکشد آمریکا ومتحدینش تقریبا با خونسردی عکس العمل نشان میدهند نشانی از این دارد که فعلا غرب و متحدینش نمیتوانند هزینه های یک حمله به ایران را پیش بینی کنند و خود را در زمان فعلی قادر به چنین حمله ای نمبینند نه این که از نظر نظامی نتوانند بلکه پی امدهایش . مقایسه کنید با عراق . در انجا میخوا ستندو متیوانستند رژیم چنج کنند ولی در ایران نه ِقادر به وارد شدن میباشند ونه رژیم چنج با نیروهای نظامی و سرنگونی رژیم درواقع یک خلا قدرتی را ا یجاد میکند که باعث میشود که آنها تا ایجاد شدن شرایط برای تغییر رژیم ویا انتقال قدرت به جریان های انتخابی انها مانند لیبی فراهم باشد چون یک حمله به مراکز تاسیسات هسته ای رژیم حتی اگر رژیم عکس العلمل نشان ندهد درواقع کارتی است که بازی کرده اند ودیگر تاثیری ندارد وبرعکس رژیم را میتواند قویتر کند و در اخرش هم بهانه برای بمب هسته ای بطور واقعی داشته باشد
س- ولی باز هم میگویم که شما از سناریوی مشابه عراق برای ایران سخن گفتید این ها که شما میگویید متناقض نیست ؟
ج- گفتم !امریکا در سناریوی مشابه به عراق هست ولی تاکتیک وا ستراتزی اش میتواند در نقطه هایی مشابهت داشته باشد مانند تحریم ها
س- ایا رژیم با اینکه شما میگویید که طناب گردن خود میبیند احتمال یک درگیری نظامی که خود رژیم شروع کننده اش باشد را میتوان دید ؟
ج- اگر این طناب واقعا تا به آخر کشیده شود یعنی اروپا هم تحریم نفتی کند وبعد این هم شدت بگیرد و ژاپن ودیگر کشورهای شرق اسیا و حاشیه خلیج فارس هم تحت فشار غرب بطور کامل به ان بپیوندند - البته پیش بردن یک تحریم همه جانبه با توجه به وجود وتو چین وروسیه و تضادهای فعلی روسیه و چین بر سر مساله لیبی وتجربه انها امکان پذیر نیست واین را وزیرامورخارجه روسیه اعلام کرده است وچین هم مخالفت خود را حتی با تهدید بیان کرده است بهرحال با گسترش کاهش ارتباطات اقتصادی رژیم وفشار های داخلی ممکن است که رژیم خود وارد عمل شود وبین مرگ وزندگی بد وبدتر یعنی بین قیام در اثر فشارهای اقتصادی وروند رو به رشد فقر وگرانی وبیکاری برای انتقال بحران به یک درگیری نظامی با امریکا در منطقه بپردازد بویژه که به نظر میرسد که رژیم بخشا زیر نظر خامنه ای به اصطلاح خودشان به یک سیاست تهدیدگر ی متقابل روی آ ورده اند
یعنی امکان اینکه رژیم خود برای نجات از بحرا ن عمومی درونی به یک درگیری نظامی دست بزند امکانش بالاست ؟
بله شما این را باید در نظر داشته باشید که چاره ای برای رژیم باقی نمیماند اگر بخواهد بماند یا باید تسلیم کامل مانند کاری که قذافی کرد بکند که باز هم مشخص نیست برای رژیم که بتواند بماند حتی اگر دستهای خود را به عنوان تسلیم ببالا ببرد وا ین را رژیم در تجربه لیبی دیده ا ست واین جالب است نکته ای بود که یک کارشناس غربی اشاره کرده بود که با توجه به تجربه قذافی چرا فکر میکنید که رژیم ایران عقب نشینی میکند، و دیگر اینکه در معضلات داخلی با توجه به ساختار رژیم و عقب افتادگی اش قادر به کنترل اقتصادی نیست و در بین مرگ در اثر همان طناب بر گردن با فشار مردم بیکار و گرسنه جنگ را انتخاب کند وا ین در این زمان مانند زمان حمله صدام که برای خمینی یک "نعمت "بود میتواند امروز هم برای خامنه ای یک "نعمت شود
"
س- ولی چقدر ترفند خود رژیم در این رابطه کاهش ارزشی ریال میتواند در کار باشد چون گفته میشود که بدین وسیله نقدینگی را از دست مردم خارج میکند؟
ج-شاید ولی نتیجه اش چیست !کاهش چهل درصدی ارزش ریال یعنی اکثریت مردم ایران که حقوق بگیر ومزد بگیر میباشند با تنزل درامد شدید روبروه هستند وبا توجه به اینکه طرح سفارشی بانک جهانی مبنی بر طرح یارانه ها را احمدی نژاد اجرا کرده است تورم در حالت عا دی بالا میرفت وبودجه دولتی هم اکنون بیشتر نظامی است یعنی قدرت نظامی وسرکوب رژیم بخش زیادی از این بودجه را میبلعد و نتیجه اش فقیر شدن روبروز ویا بهتر بگوییم دقیقه ای مردم زحمتکش میشود ونقدینگی که در اثر چاپ ا سکناس باشد نتیجه اش دوباره تورم زایی فزاینده است که باز هجوم به خرید ارز وکالاهایی مانند زمین و طلا را افزایش میدهد و ریال روبروز بی ارزش تر میشود و تورم بالا میرود این است که من گمان نمیکنم که این ترفند رژیم بوده است بلکه ساختار سیاسی واقتصادی عقب افتاد ه رژیم قادر نیست که این روند وپروسه را تحت کنترل بیاورد
س- که منجر به جنگ خواهد شد یا ا مریکا ویا رژیم در اثر خفگی طناب ولی چه زمانی را شما برای این مقدور میدانید ؟
چ- به نظر نمیرسد که غرب تمایلی به سازش با این رژیم داشته باشد حتی اگر همانطور که گفته شد مانند قذافی دستهایش را بالا ببرد و این باعث خواهد شد که اگر غرب هم خود وارد جنگ نشود رژیم وارد شود برای ا ینکه از شر خفگی داخلی خود را با یک بحران زایی جنگی درا بتدا نجات دهد و این سال جاری درواقع سال تعیین کننده است و به نظر نمیرسد که رژیم از این روند وپروسه جان سالم بدر ببرد
س-به چه معنی ؟الترناتیوش ؟
آلترناتیو ؟ من نمیتوانم بگویم آ لترناتیو ش چیست چون یک اپوزیسیون قوی مردمی حتی ضد مردمی نیست که بتواند این را جمع و جور کند
پس چی ؟
ج- من علم غیب ندارم که بعد چی میشود چون سرنگون شدن رژیم یک طرف قضیه است ولی چه بعد میشود بحث دیگری است
س- امکان گرد هم امدن یک ا لترناتیوهای ساختگی با زور غرب درمورد ایران هم وجوددارد چون در لیبی هم بهرحال این گروههای شورشی که پشتیبانی مردمی که نداشتندولی
ج- ولی انجا یعنی لیبی با ایران متفاوت است
س-ولی در انجا نیز قبایل مختلف وجوددارند
ج-بله ولی با یک شرایط بسیار متفاوت شما به چند قومی بودن ایران توجه کنید
س-ولی ایا این شرایط میتواند به نفع رزیم تبدیل شود
ج- رژیم یک آوانسی که در طی این سالیان داشته است همین است که یک اپوزیسیون قوی نداشته است وگرنه سالها پیش شرش کم شده بود
باتشکر از شما رفیق گرامی
ن. هدایت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر