۱۳۹۰ دی ۱۷, شنبه

دم خروس حمید تقوایی برای همراهی با بورژوازی جهانی وتناقض گویی های او

این روزها مد شده است که همه باصطلاح اپوزیسیون راست و بعضا چپ نمای راست ایرانی مانند حزب حکاکا و رجوی و پسر شاه در ابتدا بطور ضمنی  جنگ را رد کنند ولی بعد دم خروسهای خود را بیرون بزنند که در ذهنشان چه میگذرد. در مورد مجاهد ورضا پهلوی میدانیم که هردو به باصطلاح “جامعه جهانی “اشان یغتی قلدرهای جهان میگویند که :”تحریمها تاثیر نداشته است وباید قاطع تر برخورد کرد “. ودیگر پس از جنگ های امپریالیستی مادرک میکنیم که قضیه “قاطع”برخورد کردن به چه معنی است . از دیگر این رهبران ویا بقول خودشان “لیدر “حزب کمونیست کارگری است که هرچند ابتدا جنگ را رد میکند و علت ومعلول را جابجا میکند که مشخص نمیشود که بالاخره این امپریالیسم امریکا در منطقه چه میخواهد -هرچند که از نظر تقوایی امپریالیسم دیگر وجود ندارد و فقط غرب وجود دارد و این ها هم اشاره کوتاهی دارد که یک طرف دعوا را مانند جمهوری اسلامی کش میدهند ولی در ا خر همان چیزهایی را میخواهد وا زکسانی میخواهد که آنها را قدرتهای “تروریستی “ویا قطب تروریستی غرب در گذشته مینامیده است او از این باصطلاح “جامعه جهانی “و یا “نهادهای جهانی “میخواهد که رژیم ایران را تحریم کنند و  سفارتهایش را ببندند و …. یعنی عملا از یک طرف جنگ میخواهد که وارد عمل بیشتری شوند و “قاطعیت”رضا پهلوی ومریم رجوی ار در زرورق دیگری میپیچد و تحویل میدهد او میگوید

تشدید تحریمها و تنشهای نظامی / مصاحبه انترناسیونال با حمید تقوایى

تا آنجا که به راهها و شیوه های  مقابله دول غربی با پروژه هسته ای جمهوری اسلامی مربوط میشود نیز این  سیاستها و مواضع و اقدامات دولتهای غربی به حل انسانی و ریشه ای مساله ربطی ندارد
ودرجای دیگری میگوید :نظر اقتصادی هم تحت  فشار تحریمها وضعش از گذشته بسیار وخیمتر شده است. این را هم باید در نظر داشت که بستن تنگه هرمز حتی اگر رژیم توان عملی کردن این تهدید را داشته باشد، قبل و بیش از همه خود جمهوری اسلامی را از لحاظ اقتصادی تحت فشار قرار خواهد. تا آنجا که به آمریکا و کلا دولتهای غربی مربوط میشود سیاست آنها افزایش فشارهای اقتصادی از طریق تحریم بانک مرکزی و نفت است.
وبعد میگوید که به نظر او “امکان جنگ ضعیف است “ولی نمیگوید که چرا پس سناریوی مشابه عراق در مرود ایران نیز در حال اجرا میباشد
و بعد هم از ضرر تحریم ها که خود یک جنگ اقتصادی که پیش فرض عملی جنگ نظامی ، حد اقل در تجربه عراق و لیبی اینگونه است معتقد میشود که این تحریمها شامل حال مردم عادی میشود ونه حکومتیان
او در همان مصاحبه میگوید:تاثیر این تحریمها تشدید بحران و وخامت  وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی ( که افزایش بیسابقه بهای ارز یکی از اولین تبعات آنست) و بدنبال آن افزایش سرسام آور قیمتها و کمبود مواد و کالاهای مورد نیاز مردم خواهد بود. مردمی که فی الحال با بیکاری و گرانی و فقر دست و پنجه نرم میکنند تحت فشار بیشتری قرار خواهند گرفت و محرومترین اقشار جامعه از اولین قربانیان تحریم اقتصادی خواهند بود. از لحاظ سیاسی نیز این تحریمها موجب خواهد شد تا رژیم فقر و کمبود و بیکاری و دیگر مسائل گریبانگیر توده مردم  را به گردن تحریم اقتصادی بیاندازد و خود را از زیر تیغ اعتراضات مردم بدر ببرد. بنابراین تحریم اقتصادی وقتی از تحریم فروش اسلحه و تجهیزات پلیسی- امنیتی و یا مسدود کردن حسابهای بانکی مقامات و سران رژیم فرا تر برود – که تحریمهای اخیر چنین است- هم از نظر سیاسی و هم انسانی به ضرر توده مردم تمام خواهد شد. این نوع تحریمها  بیش از آن که فشاری به حکومت باشد، عامل تشدید فشار  بر توده مردم زحمتکش خواهد بود

البته او در حالیکه “غرب “را متهم به این میکند که مساله اش انسانی نیست ولی به یکباره از همین “غرب”ضد انسانی بخوان امپریالیسم حاجت هایی دارد ولی به عنوان “نهادهای بین المللی  ” که میدانیم جز ابزاری در دست همین امپریالیستها نیست مانند همان سازمان ملل و شورای امنیت و دیگر باصطلاح “نهادهای جهانی “: او در این رابطه میگوید :
نکته دیگر اینکه دولتهای غربی، مستقل از اهداف و نیاتشان   در مخالفت از پروژه هسته ای جمهوری اسلامی، مراجع ذیصلاحی  برای قضاوت و صدور اجازه در مورد اتمی یا اتمی نبودن دولتها ی دیگر نیستند. این دولتها خودشان تا دندان به سلاحهای اتمی مجهزند و با کشورهای اتمی همپیمانشان هم مشکلی ندارند. 

تا آنجا که به راهها و شیوه های  مقابله دول غربی با پروژه هسته ای جمهوری اسلامی مربوط میشود نیز این  سیاستها و مواضع و اقدامات دولتهای غربی به حل انسانی و ریشه ای مساله ربطی ندارد. جنگ و تحریم اقتصادی خود جزو صورت مساله مردم ایران است و نه راه حل مساله اتمی و یا تروریسم اسلامی و یا هر دلیل واقعی و یا ظاهری دیگری که دولتهای غربی عنوان میکنند. ما بارها تاکید کرده ایم که هر دولت و حزب و شخصیت و نیروی سیاسی و هر ارگان و مرجع بین الملللی  اگر واقعا ذره ای  از سر آزادیخواهی و ترقیخواهی و دفاع از مردم با جمهوری اسلامی و سیاستهای آن- از جمله پروژه هسته ای – مخالف است باید جمهوری اسلامی را بعنوان دولت ایران برسمیت نشناسد. این رژیم قاتل مردم ایرانست و نه نماینده آنها و از همین رو باید کلیه دولتها و نهادهای بین المللی از لحاظ سیاسی آنرا طرد و تحریم کنند، سفارتخانه های آن را ببندند، مقامات و سران رژیم را بجرم ترور و کشتن مردم و مخالفین در ایران و حتی در خارج ایران – از جمله موارد متعدد ترور شخصیتهای اپوزیسیون در آلمان و سوئیس و فرانسه و قبرس و ترکیه و عراق که کیسهای شناخته شده و اثبات شده ای  است-  تحت پیگیرد قرار بدهند و نمایندگان رژیم را از همه ارگانهای بین المللی مثل سازمان ملل و سازمان جهانی کار اخراج کنند. تنها چنین سیاستی میتواند به راه حل انسانی و مترقی و ازادیخواهانه مساله اتمی و  کلا “حل مساله جمهوری اسلامی” منجر شود. یعنی مبارزه مردم ایران علیه رژیم را به مراتب تسهیل و تسریع کند و به سرنگونی حکومت منجر بشود. روشن است که دولتهای غربی  بخودی خود  تحریم سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی را در دستور قرار نخواهند داد..
تقوایی این را هنوز درک نمیکند مگر میشود که کشوری را به رسمیت نشناسی و “بایکوت اقتصادی “بنمایی و بعد بدنبالش تحریم اقتصادی نداشته باشی؟او هنوز درک نکرده است که باصطلاح ا و غرب ، بخوان امپریالیسم جهانی بر ضد مردم منطقه عمل میکند ومانند رژیم برای سرکوب آزادی  و جنبش های مردمی به منطقه آمده است برای سرکوب خواسته های مردم منطقه به این نقطه حساس ا ستراتزیک آمده است و دارای سناریوی رژیم چنج میباشد مانند عراق و مساله اش هم که میداند آزادی و انسانیت نیست وبخوبی میداند که این “نهادهای بین المللی “که باید به او جواب بدهند چیزی جز ابزار در دست همین قدرتهای بزرگ نیست ولی باز بدور این امامزاده میچرخد و خواسته های رنگارنگ خود را مطرح میکند . واقعیت این است که این باصطلاح “لیدرهای “سیاسی چون دقیقا نقطه اتکایشان به مردم نیست بایستی که رو به قبله گاه “غرب”بنشینند و خواسته های متناقضی مانند تقوایی مطرح کنند که البته برای این حزب دست را ستی در زیر ورق “چپ نو “چیز جدیدی نیست چون دیگر عضوش خانم احدی نیز زیر پرجم “مبارزه با اسلام سیاسی “با جریانهای راست طرفدار اسرائیل هماهنگ است و بنام دورغین “اکس مسلم ” بازار
راسیسم و جنگ طلبی را در المان صیقل میزند


مینا احدی چه میگوید ؟هیزم کشی مینا احدی برای نیروهای راست و راسیسم و دولت بورژوای امپریالیستی آلمان
http://naderhedaiat.blogspot.com/2011/12/blog-post_7162.html

این باصطلاح اپوزیسیون ایرانی اگر واقعا ازادی خواه است بهتر است که در جهت بایکوت رژیم ایران از طرف مردم ایران باشند ونه از “جامعه و نهادهای بین المللی”که به جز کشتار مردم عراق و افغانستان و لیبی و … در جیب خود ندا رند وانها نیز برای سرکوب وخواسته های مردم منطقه و ایران ودر جهت حفظ منافع استراتزیک خود که ضد منافع مردم ایران است وارد منطقه شده اند و سیاستهای تجاوزکارانه ای را به پیش برده  ومیبرند از این ها بخواهند که تحریم کنند  خوب این ها که اصلاو ابدا برنامه اشان است مگر دیگر بالاتر از این است که باصطلاح رژیم قذافی را دیگر برسمیت نشناختند و بعد هم با بمب های ناتو “شورشیان “مزدور خود را وارد طرابلس کردند ؟و این باصطلاح “شورای ملی “را به رسمیت شناختند خوب این کار را هم در ادامه مطمئن باشید که در سناریوی از قبل آ ماده شده خود اگر به همین شکل به پیش برود انجام خواهند دارد وبی جهت نیست که رجوی و رضا پهلوی و انواع وا قسام سبز هم روبه درگاه سفید خیمه پهن کرده اند و انواع و اقسام شوراها و کنگره ها و آشتی ملی ها را میخواهند تشکیل دهندچون بوی کباب به دماغ خورده است وهمه به یکباره فعال شده اند چو ن فکر میکنند بوی کباب میاید و حمید تقوایی هم فکر کرده ست با زنجیر بستن به “نهادهای بین المللی ” و درخواستهای متفاوت در جهت مردم وحقوق آنها مبارزه میکند ولی درواقع دارد در همان سناریو ناچار ا با کدهای دیگر بازی میکند که رجوی و پسر شاه خیلی وقت است که شروع کرده اند و  او سبزهای رنگارنگ بریده ازرژیم تازه راه چارش را یاد گرفته اند :رو به کاخ سفید لنگ پهن کردن
که “غرب “را با دست پس میزنند که بد است و “اه “است ولی با پا پیش میکشند از او خواسته دارند بالاخره تکلیف مردم چیست “نهادهای بین المللی “که باید “آزادی خواه “بشوند و “سفارتهای رژیم را ببندند و قطع ارتباط سیاسی بکنند”چه کشورهایی هستند ؟جز همین کسانی که “غرب “بد وضد انسانی مینامیدش ؟پس این تناقض را چگونه باید جواب داد که با دست پس میزنید و پا پیش میکشید . این نشانی فقط وفقط ازیک سیاست فرصت طلبانه دارد که میخواهد خود را هماهنگ با سناریوی رژیم چنج امپریالیستها در منطقه بکند برایش هم مهم نیست که جنگ بشود چرا که قبلا همین اقای تقویی گفته است که “ما که نمیتوانیم جنگ را متوقف کنیم ”
پس در هنگام جنگ میرویم رژیم را ساقط میکنیم-نقل به مضمون، با چنین دیدگاهی یک خوش آمد گویی قبلی به جنگ داده شده است واگر کسی آ زادی خواه است باید بداند که با شروع جنگ دیگر ازادی بوجود نخواهد آمد تولستوی در باره جنگ میگوید:
جنگ، چنان بی عدالتی ای است، که همهٔ آنهایی که آن را به راه می اندازند، می بایست صدای وجدان را، در درون خود خفه کرده باشند.
و برتولت برشت در مورد کشور المان و حمله به آلمان و امثال حمید تقوایی ها در جنگ جهانی دوم میگوید :
چنین قوانینی برای کشورشان ناباورانه است، موقتا تأثیر گذار باشد. در برخی کشورها مالکیت خصوصی با روش های خشونت آمیز حفاظت می شود، در این صورت دموکراسی می تواند برای آنها کار ساز باشد، یعنی مالکیت خصوصی بر وسایل تولیدی را تضمین کند. انحصار کارخانه ها، معادن، املاک زمینی در همه جا به بربریت می انجامد، ولی چنین رابطه ای تنها کمابیش به چشم دیده می شود. بربریت در صورتی به شکل آشکار دیده می شود که تداوم انحصارات تنها با ایجاد دیکتاتوری عریان تضمین گردد.

در برخی از کشورهایی که هنوز نیازی به دیکتاتوری آشکار نداشته اند، با وجود بربریت انحصارات، ضمانت های دولت لیبرال که جایی را نیز به هنر و ادبیات و فلسفه اختصاص می دهد، به اخباری که برخی پناهندگان مانند «توماس من» از کشور مبدأ خود منتشر می کنند گوش می دهند که چگونه کشور خودشان را به منع چنین فعالیت هایی متهم می سازند زیرا از جنگی که در حال تدارک دیدن آن هستند بهرۀ بیشتری می برند. آیا واقعا می توانیم بگوییم که حقیقت همین است که با این همه سر و صدا اعلام می کنند که باید به آلمان حمله کرد، زیرا این کشور هم اکنون به گهوارۀ واقعی شر، وارث جهنم و اقامت گاه شیطان ضد مسیح تبدیل شده است؟ پیش از همه، بهتر است بگوییم که مردمانی احمق، ناتوان و مضرّ هستند. نتیجۀ این جمله پردازی ها چنین است که این کشور باید از روی نقشۀ جغرافیا حذف شود. تمام کشور، با تمام ساکنینش باید حذف شوند و علاوه بر این و در هر صورت وقتی بمب های شیمیایی پرتاب شوند، قادر به تشخیص بی گناه و گناه کار نخواهند بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر