لابی گری در سیستم پارلمانی بورژوازی به یک امر عادی تبیدل شده است که با خرید افرادی از پارلمان ویا سیاست تاثیر گذاری بر روند سیاسی انجام میگیرد. این از تاثیر گذاری کنسرنهای بزرگ بر تصویب قوانین میباشد تا گذاری برروند قدرتهای تصمیم گیری در این روند است که این لابی گری ها با وجه های نقدی به نمایندگان و مبارزه های انتخاباتی و احزاب آنها به عنوان کمک مالی شرو ع میشود تا مهمانی دادن ها و سبیل انها را چرب کردن . در آمریکا البته این لابی گری بسیار قوی است و سران کشورهای مختلف از کشورهای عربی بویژه عربستان سعودی تا اسرائیل گرفته تا دیگر ان سعی بر تاثیر گذاری بر روند تصمیم گیری میباشند. از قویترین لابی ها در آمریکا گفته میشود که آیپاک یک لابی گری صهیونیستی است که نزدیک به اسرائیل میباشد در همین رابطه است که رژیم ایران نیز با افرادی مانند ترینا پارسی و هوشنگ امیر احمدی وا مثالهم سعی کرده است که بتواند در آمریکا نیز لابی گری کند که البته در مقابل لابی گری اسرائیلی و عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی بسیار ضعیف است . در این رابطه مجاهدین خلق نیز سالهاست که به این مسله روی آورده است و با نامهای متفاوت وزیر پوشش های متفاوت سازمانهای متفاوت ویا با چراغ خاموش هایی مانند حسن داعی الاسلام سعی کرده است که بر اساس سیاستهای خود به نزدیکی به جریانهای جنگ طلب و صهیونیستی روی بیاورد
و در کنا رجان بولتن ها با هزینه هایی میلیونی به خرید لابی برای خود بپردازد تا هم مقابله با لابی گری رژیم کرده باشد وهم بتواند که نزدیکی با سیاستهای جنگ طلبان و لابی های اسرائیلی خود را به بازیگر صحنه تبدیل کند.
و در کنا رجان بولتن ها با هزینه هایی میلیونی به خرید لابی برای خود بپردازد تا هم مقابله با لابی گری رژیم کرده باشد وهم بتواند که نزدیکی با سیاستهای جنگ طلبان و لابی های اسرائیلی خود را به بازیگر صحنه تبدیل کند.
یکی از افرادی که مجاهدین از پاریس به واشنگتن فرستادند برادر عضو آنها داعی اسلام میباشد که به یکباره عزم سفر به واشنگتن نمود و درانجا به فعالیت کرد که بزرگترین دشمنی او با جنبش صلح میباشد چرا که انها را مقابل خود برای جنگ میبیند التبه لابی های رژیم ایران نیز تحت "صلح طلبی "فعالیت میکنند و سعی میکنند که خود را به جنبش صلح بچسبانند و این جریان داعی و مجاهدین سعی میکنند که این افراد لابی رژیم را به کل جنبش صلح چسبانده و جنبش صلح طلبی را مورد حمله قرا ر دهند . در حالیکه ضد جنگ بودن به معنی حمایت از رژیم نیست ولی جریانهای جنگ طلب و حامی جنگ هرچند در لفظ جنگ را رد میکنند ولی بزرگترین کینه توزی را به جنبش صلح طلبی دارند چرا که انها را مانع بزرگی میبینند.
حسن داعی الاسلام درواقع ازفرستادگان مجاهدین خلق برا ی تاثیر گذاری ونزدیکی با جریانهای لابی اسرائیل میباشد وهمراه با کسانی مانند علی رضا جعفرزاده که نماینده مجاهدین در آمریکا میباشد و به عنوان "کارشناس " در فاکس نیوز تلویزیون وابسته به مردوخ "سلطان رسانه ها "کار میکند و بقول اشپیگل المان نقش "چلبی ایرانی "را بازی میکند
http://www.radiofarda.com/content/o1_spiegel_on_mujahedin/376445.html
جریانی مانند حزب چند نفر ه مجاهدین ساخته "حزب سبزها "که اعضایش از فرزند منوچهر هزارخانی ، عضو "شورای ملی مقاومت "است با کسانی مانند حسن کابلی و یا کاظم موسوی از المان میباشد که با گروه "دی بمب"از گروهای لابی اسرائیل درآلمان است همکاری نزدیکی دارند . این افراد وجریانها در آمریکا و اروپا درواقع در جهت راه انداختن جنگ تلاش میکنند و همچینین پیش بردن خط مجاهدین میباشند که به گفته رجوی "امروز سخن از صلح گفتن یک خطر برای جامعه جهانی است "و برای همین نیز از حمله ناتو به لیبی به عنوان "شب قدر "لیبی یاد میکند و"آزادی لیبی "بوسیله بمب های ناتو را جشن میگیردو تبریک میگوید.
خلاصه کلام :رژیم ایران ولابی هایش درواشنگتن همراه با لای های مجاهدین در تاثیر گذاری بر روند سیاستهای واشنگتن و کاخ سفید است و هردو طرف درواقع رو به سوی کاخ سفید گذاشته اند و رهبری مجاهدین ودیگر جنگ طلبان مشابه درواقع با انگشت گذاری بر این لابی گری رژیم میخواهند سیاستهای جنگ طلبانه خود را توجیه کنند .
خلاصه کلام :رژیم ایران ولابی هایش درواشنگتن همراه با لای های مجاهدین در تاثیر گذاری بر روند سیاستهای واشنگتن و کاخ سفید است و هردو طرف درواقع رو به سوی کاخ سفید گذاشته اند و رهبری مجاهدین ودیگر جنگ طلبان مشابه درواقع با انگشت گذاری بر این لابی گری رژیم میخواهند سیاستهای جنگ طلبانه خود را توجیه کنند .

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر