رجوی و دار و دسته ورشكسته اش تا زمانی كه صدام روی كار بود چشمشان به
دست صدام بود كه تكه استخوانی برای آنها بیندازد و منتظر بودند كه بین صدام
و ایران شكرآب شود و این وسط كاسه لیسی برای آنها بماند. رجوی بوضوح این
رویه و استراتژی خود را در یك ضرب المثل خلاصه كرده بود و می گفت «تغاری
بشكند ماستی بریزد، جهان گردد به كام ما كاسه لیسان» این استراتژی ارتش به
اصطلاح آزادیبخش رجوی بود كه سالهای سال ملت را دنبال نخود سیاه دنبال آن
فرستاد.
رجوی با انجام عملیاتهای كور و بی هدف مرزی در سالهای 1372 و اوایل 1373
همینطور 1376 و 1377 تحت عنوان سحر و پس از آن هم در سال 1379 و بهار 1380
یعنی قبل از انتخابات ایران تحت عنوان «بند س» سعی می كرد بین ایران و
عراق را دعوا بیندازد البته در آن شرایط هر آدم ابلهی می دانست كه ارتش
صدام كه زیر ضربات ارتش آمریكا در سال 1370 خرد شده، دیگر حال درگیر شدن با
هیچ ارتشی را ندارد چه رسد به ارتش ایران. ولی رجوی متاسفانه با به كشتن
دادن انبوهی نفرات در این سه سری عملیات كه در بالا ذكر كردم، آب در هاون
كوبید.
بهرحال صدام رفت و رجوی ماند با انبوهی مشكلات در سرزمین نفرین شده ای كه
از همه جای آن بوی خون و باروت و شلیك و مرگ می آید. از آن پس چشم رجوی به
دهان رئیس جمهور و وزیر خارجه و وزیر دفاع یا هر وزیر و وكیل دیگر آمریكایی
است. تا آنها می گویند همه گزینه ها در رابطه با ایران روی میز است، رجوی
هورا می كشد و نشست برگزار می كند و پیام می فرستد كه گوهران بی بدیل
بدانید كه فعالیتهای مریم به بار نشست و رئیس جمهور آمریكا گفت كه همه
گزینه ها روی میز است.
تا وزیر دفاع آمریكا می گوید ما هیچ گزینه ای را در رابطه با ایران كنار
نگذاشته ایم باز رجوی پیام می فرستد و ضمن درد به مریم می گوید پیروزی پشت
پیروزی و....
اگر بنگاه خبر پراكنی رجوی را گوش كنید در هر بخش خبری می بینید كه این
جمله طلایی «همه گزینه ها در رابطه با ایران روی میز است» تكرار می شود،
یكبار از زبان رئیس جمهور آمریكا یك بار از زبان وزیر دفاع آمریكا، یك بار
از زبان وزیر خارجه یكبار از زبان روزنامه واشنگتن پست یا نیویورك تایمز و
یكبار از زبان فلان وزیر و و فلان وكیل و فلان سناتور و الی آخر...
البته از كسی كه استراتژی جنگش روی خیانت و پادویی برای قدرتهای بزرگتر بنا
شده این چیزها بعید نیست. این روزها كه درگیریهای لفظی میان مقامات ایرانی
و آمریكایی بالا گرفته قند توی دل رجوی آب می شود بطوری كه تمام اخبار و
تفاسیر آنها در تلویزیونشان حول مسئله جنگ و اخبار پیرامون آن می باشد.
راستی از رجوی باید پرسید تو كه می گفتی «كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت
من» پس چی شد؟ ظاهرا پشتت را به آمریكا كرده ای كه برایت بخاراند.
قطعا از این شرایط هم آبی برای رجوی گرم نخواهد شد دود و دمی كه بپا شده
صرفا تبلیغاتی است و جنگ روانی و اینبار هم رجوی كه روی این دعوا سرمایه
گذاری كرده باز بور خواهد شد چون نه آمریكا به لحاظ اقتصادی و نه به لحاظ
نظامی و نه به لحاظ مشكلات داخلی خود، حوصله جنگ با یك كشور دیگر را ندارد
و از طرفی ایران هم مثل عراق و افغانستان نیست كه مثل هلو آنرا فرو بدهد،
اینبار بایستی پی خیلی چیزها رابه تن خود بمالد...
جالب است بدانید كه رجوی هم با به تاخیر انداختن رفتن به پایگاه لیبترتی می
خواهد ببیند اوضاع منطقه به كجا می انجامد آیا جنگ می شود یا خیر؟
الف.افشار (عضو پیشین مجاهدین)
27 ژانویه 2012

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر