۱۳۹۰ دی ۲۰, سه‌شنبه

دستور العمل برای جنگ جهانی سوم ، بیل آوکن، ورلد سوسیالیست


در ششم ژانویه در واشنگتن پست یک سرمقاله ای منتشر شد که بطور انتقادی به این خطوط استراتژیک برخورد کرده بود و یک دید به درون محاسبات تشنه به خون  طبقه الیته آمریکایی را نشان میداد. بطوریکه این روزنامه نوشت که جنگ ها با ایران و کره شمالی قریب الوقوع میباشند که بوسیله ان "برای مدت زمانی طولانی نیاز به نیروی زمینی زیادی لازم دارد ". در ادامه همچنین  آمده است سرمایه گذاری مشابهی در یمن وپاکستان لازم میباشد ، "حتی اگر دهها هزار سرباز برای مدت طولانی "در افغانستان بمانند.


//////////////////////////////////////

"جریان جنگ فروکش کرده است " این را اوباما در روز پنجشنبه دوبار در تفسیرهای خود برای استراتژی خطوط پنتاگون تکرار کرد. مقدمه گویی انها درواقع بطور آشکارا آماده نمودن برای یک درگیری نظامی با چین را مشخص میکند.
شاید رئیس جمهوری این را لازم میداند که این جمله را تکرار کند ، چرا که او با توجه به محتوی سندهای منتشر شده غیرقابل باور در  جمله ای که بیان میکند تاثیر گذاری دارد. خطوط مشخص شده و تفاسیر بعد از انتشار سندهای  استراتژی پنتاگون یک رونق میلیتاریسم آمریکایی را روشن میکند که میتواند یک جنگ جهانی سوم را باعث شود.
سخنان اوباما در رابطه با فروکش شدن جریان جنگ درواقع یک اشاره به برگشت نیروهای امریکایی از عراق  و بخشا از افغانستانی اشاره دارد که -هنوز نود هزار سربازان و تفنگداران آمریکایی در ان مستقر میباشند-و پیشنهاد اینکه بودجه دفاعی را طی دهسال آینده چهارصد وهشتاد وهفت میلیارد دلار کاهش دادن . این درواقع علتش دستور العمل کنگره برای کاهش بودجه میباشد.
علی رغم این رئیس جمهور این را بسختی توانست از تیر راس منتقدین  و جمهوری خواهان  و صنایع نظامی خود را کنار بکشد. او تاکید کرد که بودجه پنتاگون در سطح رکورد شکنی خود باقی خواهد ماند، نه مانند افزایش هشتاد درصدی نفس گیر در سالهای گذشته.
و با اشاره بر جنگ گسترده در عراق وافغانستان اوباما توضیح دادکه زمان "ساختارهای دولتی با نفوذ بزرگ نظامی "گذشته است. علی رغم این خطوط دستور ی استراتزیک منتشر شده  این چنین پیش بینی کرده است که امریکا همچنان  تمامی منافعش در خلیج فارس وخاورمیانه  رادنبال میکند . اوباما این را اضافه کرد که "برا ی اینکه این اهداف را بهتر بتوان دنبال کرد ایالات متحده همچنان ارزش خاصی برای حضور نظامی وحمایت متحدین و کشور های شریک قائل میباشند".سندهای استراتژی دفاعی نظامی امریکا هرچند این ر ا روشن میکنند که آمریکا میتواند از منافع خود دفاع کند اگر بحث برسر برتری هوایی و نیروی های دریایی و وکشتن بوسیله هواپیماهای بدون سرنشین و بکارگیری نیروهای ویژه و ادم کش های سیا را با یکدیگر ترکیب کند. در این سندها همچنین آ مده است که نیروی ارتش امریکا همچنان در موقعیتی  میباشد که "قلمروها را حفاظت و بوسیله بکارگیری نیروهای قوی عبور به یک دولت با ثبات را برای محدود ه زمانی مشخصی آسان نمایند ، واگر لازم باشد  نیروی لازم را برای یک برای درگیری  طولانی در  خدمت داشته باشد".
در ششم ژانویه در واشنگتن پست یک سرمقاله ای منتشر شد که بطور انتقادی به این خطوط استراتژیک برخورد کرده بود و یک دید به درون محاسبات تشنه به خون  طبقه الیته آمریکایی را نشان میداد. بطوریکه این روزنامه نوشت که جنگ ها با ایران و کره شمالی قریب الوقوع میباشند که بوسیله ان "برای مدت زمانی طولانی نیاز به نیروی زمینی زیادی لازم دارد ". در ادامه همچنین  آمده است سرمایه گذاری مشابهی در یمن وپاکستان لازم میباشد ، "حتی اگر دهها هزار سرباز برای مدت طولانی "در افغانستان بمانند.
بخشی از خطوط ا ستراتژیک در رابطه با جهت گیری مجدد ارتش امریکا در بخش آسیایی دریای ارام میباشد ویک درگیری با قدرت رو به پیش چین  .
بعد از رسوایی در کره و چین اکنون واشنگتن میگوید که "زمان بازگشت دوباره به "اسیا میباشد. و کوشش میکند که با تکیه بر قدرت نظامی اش به حاکمیت در این بخش از جهان دست یابد و نفوذ  چین را محدود نماید ویا به عقب براند.
در سالهای گذشته ایالات متحده کوشش کرده است که نیازهای خود را با قدرتهای مختلف منطقه ای مانند فیلیپین ، اندونزی ، ویتنام و برمه مستحکم کند . آنها بطور تحریک آ میزی در درگیریها در جنوب دریای چین دخالت کرده و اخیرا اعلام کرده اند که دوهزار وپانصد تن از نیروی دریایی خود را به شمال استرالیا میفرستند.
در کنار اوباما ومواضع منافقانه اش در رابطه با مواضع ضد جنگ در انتخابات سال دوهزار وهشت این جهت گیری مجدد سیاست نظامی آمریکا جزو اهداف اصلی بخشی از طبقات حاکم  سیاسی بود که میخواست اوباما را به قدرت برساند.
این طبقات که از جنگ های طولانی و پرهزینه خسته بودند که دولت بوش در عراق وافغانستان انجام داده بود ، بدون اینکه بطوریکه قول داده بود به کنترل منابع نفتتی در خلیج فارس و اسیای مرکزی دست یابد. وبرای همین آنها میخواستند که قدرت نظامی ایالات متحده ار علیه کشوری بکار بگیرند که بزرگترین تهدید برای هژمونی آمریکا در آسیا و بطور فزاینده ای در افریقا و آمریکای جنوبی ودیگر بخش های جهان میباشد-چین
بطوریکه این خطوط ا ستراتژیک نشان میدهد طبقه ممتاز حاکم اهداف اولیه خود را که علتش دوجنگ بزرگ دهساله گذشته بوده اند ، هنوز کنار نگذاشته است ، بلکه میخواهد با ابزار دیگری دنبال کند . کلید در این رابطه کنترل کامل منابع نفتی استراتژیک که چین وابستگی به انها دارد میباشد.
در رابطه با  چنین درگیری نظامی با چین بخشا در این سند استراتژیک اشاره دارد و سخن از این به میان امده است که واشنگتن "به اندازه کافی  ذخیره سلاح اتمی دارا میباشد " که "هرزمان علیه یک دشمن بکار بگیرند و زیانهای جبران ناپذیری را باعث شوند ." در کنار خطر گسترده جنگ های جدید نیز پروسه دیکتاتوری نظامی -پلیسی در کشور خودی میباشد .خطوط ا ستراتژیک پنتاگون به ارتش بطور روشنی دستور میدهد که از "وطن "دفاع کننند "ودوائر غیر نظامی را حمایت کنند ."پنتا گون تاکید میکند که "حفاظت از وطن و حمایت از دوائر غیر نظامی لازمه یک نیروی نظامی قوی که همیشه آماده میباشد را دارا میباشد". این تنها به این معنی باشد که سربازان ا مریکایی برای یک ماموریت در شهرهای آمریکا را فراهم میکند ، که علیه مبارزه طبقاتی و نا ارامیهای ا جتماعی عمل کنند که امنیت مطلق را میشکنند.
اباما که
National Defense Authorization Act
را درشب سال نو امضا نموده که به نظامی ها این اجازه را میدهد که هرکس را مهم نیست شهروندآمریکایی باشد یا نه ، بدون هیچ دستور قضایی تحت قوای نظامی میتواند زندانی نماید. با این زمینه پیشنهاد بکارگیری  ارتش در داخل امریکا را باید جدی گرفت . با شروع سال دوهزار ودوازده خطوط استراتژیک پنتاگون و کا خ سفید نشان میدهد که این مهم نیست آیا دمکراتها یا جمهوری خواهان انتخابات را ببرند -بهرحال آنچه که به  پایه های سیاست داخلی و خارجی مربوط میباشد. اوباما در سال دوهزار وهشت بیش از همه به این دلیل انتخاب شده بود چرا که مردم آمریکا از دولت بوش وجنگ هایش در خارج و حمله به حقوق دمکراتیک در داخل آمریکا را رد مینمودند. از این زمان اوباما هر دو خطوط را  که بوش دنبا ل میکرد ادامه داد و بشریت را با یک جنگ جهانی به خطر میافکند. اگر رقیب جمهوریخواه او پیروز شوند ، آنها  هم همین سیاست را دنبال خواهند نمود . هردو حزب دستورات خود را از الیگارشی های مالی مشابه وهمچنین سرویسهای اطلاعاتی نظامی میگیرند .
مبارزه علیه جنگ و دفاع از حقوق دمکراتیک با یک جدایی آشتی نا پذیر از حزب دمکرات و با بسیج مستقل سیاسی طبقه کارگر علیه دولت اوباما و سیستم سود جو  میتواند پیروز شود. اینها علت  برای میلیتاریسم و تهدید دیکتاتوری میباشند    
ترجمه و گزارش ::ن. هدایت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر