روشنفکر خرده بورژوازی در
حالی که در دخمه های شبکه های اجتماعی طوفانهای انقلابی بپا میکند که در
گذشته حد اقل یک هزینه ای برای گفته خود در میدان عمل میبایستی میپرداخت
ولی امروز در دخمه های شبکه های اجتماعی به دنبال انقلاب در فنجان فیسبوک
است. از قضا هم این را رسانه های بورژوازی هم در رسانه های غربی تبلیغ
میکند و فیس بوک را میدانی برای انقلاب های مخملی خود میداند ودر همین
رابطه است که خرده بورژوازی عاشق این میدان میشود و آنرا صیقل میزند
ودرحالیکه تا نیمه بدن دولا وراست در کشورهای بورژوازی برای زندگی روزانه
میشود بعد از خواب گرم و قهوه واسپرسو صبحانه و سکس خوب گوز های نیمه شب
خود در رختخواب را گردبادهای انقلابی میبیند که صبح از دهان خمیازه های
انقلابی اش به خلق در ده هزار کیلومتری در زیر ستم جمهوری اسلامی عرضه
میدهد . در حالیکه از مردم بریده است دما دم سخن از مردم میگوید ولی
کوچکترین شناختی از دشمن مردم ندارد و لی عرض اندام میکند و با باد در غبغب
توفانهای انقلابی برپا میکند و"قاطعانه "به هرکس که بخواهد بین سیاه وسفید
او یعنی در بین او که خود را "محور انقلاب"های جهانی وایران میداند و رژیم
حرف دیگری خلاف میل او بزند "قاطعانه "با گوزهای انقلابی که از دهانش
بیرون میاید جواب دهد و انرا نیز به حساب "دفاع از مردم "بنویسد
ولی در عین حال از کوچکترین موضع گیری درمقابل جنگ ا مپریالیستی و جنگ طلبی رژیم فقط قسمت دوم را دوست دارد چرا که نیمه اولش تعظیم های او را در مقابل کاخی که به او زنجیر امید وبراورد حاجت برای بمب های ازادی بر سرمردمی که "قاطعانه " از اتها دفاع میخواهده بکند را نمبیند ! این خرده بورزوازی حقیرانه تمامی کمپلکس های زندگی سی ساله اش پس از رژیم در غربت را در کلامهای چماقداری کادو میگیرد و بر سر هر ناخلفی که مقدار ی گونه ای دیگر فکر کند میخواهد فرودآورد . روشنفکران خرده بورزوازی عموما دلال بورژوازی بزرگ میباشند و رقص های بابا کرم انها نیز برای دلبری از بورژوازی بزرگ است وبه تنها چیز ی که اعتقاد ندارند همان مردمی است که میخواهند با بمب های امریکایی آزادش کنند ! بیچاره ها از عقده های شکست خورده خود یک کاخ خیالی هر بار میسازند و در این کاخ ها ی انقلابی خود در پیشاپیش خلق پیشگام خلق میشوند ولی کارشان یک عیب دارد این هم این است که کمترین ارتباط را با مردم خود و کمترین شناخت را دارند و فکر میکنند که جهان میچرخد و انها قطب عالم میباشند . هرکدام قطبی وهرکدام رهبری و هرکدام به اولین نان و اب ژورنالیستی دردستگاهاهی امپریالیسم خبری که برسند دولا وراست میشوند و زنجیر پار ه کرده و نان مزدوری بورژوازی را قورت میدهند و زباله های فکری روزی نامه های ا نها را به خورد ما میخواهند بدهند این هم به عنوان اخرین تحلیل های سیاسی !ودوباره در رختخواب به هنگام خواب رویاهای آزادی خلق و دفاع از خلق را میبینند و صبح دوباره با گوزهای انقلابی دهان باز میکنند وخمیازه های "قاطعانه "را دهن دره برای مردم میکنند و آنرا" راه حل" نام میگذارند و رهنمود . انگار که خلق ایستاده است و فقط منتظر کلمات ورهنمودهای قصار این خود بین های عقده ای میباشد که لنگ هوا کرده و پوکی به سیگارهای خود میزنند و عینک خود را بالاتر وپایین تر میبرند و تکانی برروی صندلی لم داده شده میدهند و باز برروی صندلی خود گوزهای انقلابی خود رابا کلمات قصار به عنوان رهنمود برای "دفاع قاطعانه "از مردم بلغور میکنند.
ولی این خرده بورزوای سی سال است که در این دنیای حقیر خود دست و پا میزند و تا نوک دماغ خود را بیشتر نمیبیند وهربار بدنبال اوضاع وتغییر آن بدنبال حوادث وبدنبال ارباب های جهان وبورژوازی جهانی برروی صندلی های خود جابجای میشود و یک چوسی میدهد و باز دهان دره انقلابی اش را برای سردرد گرفتن ما به عنوان تئوری نویسی در دیوار فیس بوک میگذارد وبا هخا وار در رویای رهبر وقطب عالم هستی برتارک تاریخ انقلاب خود را میبیند وهرچه هم که واقعیت ها بر سر او میکوبد وسیلی میزند و سبیلش را میسوزاند باز میگوید که زیره است . البته خود انقدر این رویاها را هرشب قبل ا ز خواب و بعد از سکس خوب وغذای چرب ونرم دوره کرده است که خود هم دیگر باورش شده است هرچه را که درورویا میبیند و قورباغه رنگ شده به عنوان انقلاب ومردم را نیز خود باور کرده است ولی سیر تاریخ وحوادث خط دیگری میرود ولی روشنفکر خرده بورزوازی انقلاب وگردباد کن در فنجان فیس بوک همچنان با نوشته های خیالی و طوفان در فنجان خود را میازارد و اگر قبلا کاغذ هزینه داشت دنیای دیجیتالی بسیار صبورتر از کاغذ است وهزینه مداد وخودکار و کاغذ هم ندارد انقدر وراجی میکنند که خود هم وراجی هایشان را به عنوان حقیقت در میابد
ولی در عین حال از کوچکترین موضع گیری درمقابل جنگ ا مپریالیستی و جنگ طلبی رژیم فقط قسمت دوم را دوست دارد چرا که نیمه اولش تعظیم های او را در مقابل کاخی که به او زنجیر امید وبراورد حاجت برای بمب های ازادی بر سرمردمی که "قاطعانه " از اتها دفاع میخواهده بکند را نمبیند ! این خرده بورزوازی حقیرانه تمامی کمپلکس های زندگی سی ساله اش پس از رژیم در غربت را در کلامهای چماقداری کادو میگیرد و بر سر هر ناخلفی که مقدار ی گونه ای دیگر فکر کند میخواهد فرودآورد . روشنفکران خرده بورزوازی عموما دلال بورژوازی بزرگ میباشند و رقص های بابا کرم انها نیز برای دلبری از بورژوازی بزرگ است وبه تنها چیز ی که اعتقاد ندارند همان مردمی است که میخواهند با بمب های امریکایی آزادش کنند ! بیچاره ها از عقده های شکست خورده خود یک کاخ خیالی هر بار میسازند و در این کاخ ها ی انقلابی خود در پیشاپیش خلق پیشگام خلق میشوند ولی کارشان یک عیب دارد این هم این است که کمترین ارتباط را با مردم خود و کمترین شناخت را دارند و فکر میکنند که جهان میچرخد و انها قطب عالم میباشند . هرکدام قطبی وهرکدام رهبری و هرکدام به اولین نان و اب ژورنالیستی دردستگاهاهی امپریالیسم خبری که برسند دولا وراست میشوند و زنجیر پار ه کرده و نان مزدوری بورژوازی را قورت میدهند و زباله های فکری روزی نامه های ا نها را به خورد ما میخواهند بدهند این هم به عنوان اخرین تحلیل های سیاسی !ودوباره در رختخواب به هنگام خواب رویاهای آزادی خلق و دفاع از خلق را میبینند و صبح دوباره با گوزهای انقلابی دهان باز میکنند وخمیازه های "قاطعانه "را دهن دره برای مردم میکنند و آنرا" راه حل" نام میگذارند و رهنمود . انگار که خلق ایستاده است و فقط منتظر کلمات ورهنمودهای قصار این خود بین های عقده ای میباشد که لنگ هوا کرده و پوکی به سیگارهای خود میزنند و عینک خود را بالاتر وپایین تر میبرند و تکانی برروی صندلی لم داده شده میدهند و باز برروی صندلی خود گوزهای انقلابی خود رابا کلمات قصار به عنوان رهنمود برای "دفاع قاطعانه "از مردم بلغور میکنند.
ولی این خرده بورزوای سی سال است که در این دنیای حقیر خود دست و پا میزند و تا نوک دماغ خود را بیشتر نمیبیند وهربار بدنبال اوضاع وتغییر آن بدنبال حوادث وبدنبال ارباب های جهان وبورژوازی جهانی برروی صندلی های خود جابجای میشود و یک چوسی میدهد و باز دهان دره انقلابی اش را برای سردرد گرفتن ما به عنوان تئوری نویسی در دیوار فیس بوک میگذارد وبا هخا وار در رویای رهبر وقطب عالم هستی برتارک تاریخ انقلاب خود را میبیند وهرچه هم که واقعیت ها بر سر او میکوبد وسیلی میزند و سبیلش را میسوزاند باز میگوید که زیره است . البته خود انقدر این رویاها را هرشب قبل ا ز خواب و بعد از سکس خوب وغذای چرب ونرم دوره کرده است که خود هم دیگر باورش شده است هرچه را که درورویا میبیند و قورباغه رنگ شده به عنوان انقلاب ومردم را نیز خود باور کرده است ولی سیر تاریخ وحوادث خط دیگری میرود ولی روشنفکر خرده بورزوازی انقلاب وگردباد کن در فنجان فیس بوک همچنان با نوشته های خیالی و طوفان در فنجان خود را میازارد و اگر قبلا کاغذ هزینه داشت دنیای دیجیتالی بسیار صبورتر از کاغذ است وهزینه مداد وخودکار و کاغذ هم ندارد انقدر وراجی میکنند که خود هم وراجی هایشان را به عنوان حقیقت در میابد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر